طرح ملی آیات زندگی
سوره حجرات آیه 12

 

هرکه عیب دگران پیش تو آورد و شمرد             بی گمان عیب تو پیش دگران خواهد برد

—————-

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت                 که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش                    هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت

شأن نزول:

این قسمت از آیه«وَلا یغْتَبْ بَعْضُکمْ بَعْضاً» درباره دو مردى نازل شده که از فرط گرسنگى از سلمان فارسى خواسته بودند که نزد رسول خدا(ص)برود و از براى آن‌ها طعامى بیاورد. سلمان نزد پیامبر آمد، پیامبر او را نزد اسامة بن زید که خزانه‌دار رسول خدا (ص) بود، فرستاد.سلمان نزدیک اسامة آمد. اسامة گفت: با کمال تأسف چیزى در خزانه موجود ندارد تا به او بدهد. سلمان مأیوسانه مراجعت کرد آنان از سلمان و اسامه به بدى یاد کردند و گفتند: اسامة مردى بخیل است و از سلمان هم بدگوئى نمودند تا این که نزد رسول(ص)آمدند.پیامبر فرمود: شما را چه خبر شده که من رنگ گوشت را در دهن‌هاى شما مى بینم. آن‌ها گفتند: یا رسول الله، امروز دسترسى به گوشت پیدا نکردیم و گوشت نیافتیم تا بخوریم. پیامبر فرمود: پس چرا امروز با گوشت سلمان و اسامه تغذیه نمودید کنایه از این که چرا در غیاب آن‌ها از آنان به غیبت کردن پرداختید.


تفسیر:
یکی از مسائلی که متأسّفانه در بین مردم رواج بسیاری دارد، مسئله ی تجسّس در زندگی دیگران و غیبت کردن آنان است. “تجسّس” و” تحسّس” هر دو به معنى جستجوگرى است ولى اوّلى معمولاً در امور نامطلوب می ‏آيد، و دوّمى غالباً در امر خير، چنان كه يعقوب به فرزندانش دستور می دهد: «يَا بَنِيَّ اذهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِن يُوسُفَ وَ أَخِيهِ‏ » اى فرزندان من! برويد و از (گمشده من) يوسف و برادرش جستجو كنيد. غيبت آن است كه انسان در غياب شخصى چيزى بگويد كه مردم از آن خبر نداشته باشند و اگر آن شخص بشنود، ناراحت شود. اسلام هم غیبت و هم تجسّس را به شدّت منع می نماید چرا که برای امنیّت روانی جامعه ارزش قائل بوده و به دیگران اجازه تجسّس در امورات شخصی زندگی افراد را نمی دهد به عبارتی تجسّس در زندگی دیگران خود مقدّمه ی بسیاری از گناهان و اختلافها و به تبع آن مشکلات اجتماعی خواهد بود. حال اگر خدای نکرده کسی این کار را در گذشته انجام داده باشد بایستی براى جبران، در صورتى كه غيبت‏ شونده زنده و در قيد حيات است از او حلالیت بطلبد امّا اگر به او بگويد كه من غيبت تو را كرده‏ ام ناراحت می ‏شود،نبايد به او گفت، بلكه بايد بين خود و خداوند توبه كرد و اگر امكان دسترسى‏ به شنوندگان غيبت است، به گونه‏اى با ذكر خير و تكريم آن فرد، تحقير گذشته را جبران كند؛ اما اگر غيبت شونده از دنيا رفته است، بايد توبه كرده و از درگاه خداوند عذرخواهى كند كه البته خداوند توبه‏ پذير و بخشنده است. وظیفه شنونده نیز گوش ندادن به غیبت است چرا که اگر شنونده گوش فرا ندهد و گوینده را منع کند دیگر گوینده غیبت نخواهد کرد.


موارد جواز غیبت:

البتّه غیبت کردن در برخی از مواقع به جهت اهمّیّتی که دارد جایز شمرده شده است به عنوان مثال در مقام مشورت در كارهاى مهمّ همچون ازدواج و گزينش و مسؤوليّت دادن، براى ردّ سخن و عقيده‏ى باطل اشخاصى كه داراى اعتقادات باطل هستند؛جهت جلوگیری از به انحراف کشیده شدن مردم؛ براى گواهى دادن نزد قاضى، براى اظهار مظلوميّت و بیان کردن ظلم ظالم، در مورد كسى ‏كه بدون حيا و آشكارا گناه می كند، براى رد ادعاهاى پوچ مثل كسى كه می گويد: من مجتهدم، دكترم، سيّدم، و ما مى‏دانيم كه او اهل اين صفات نيست، البتّه در این موارد نیز نباید بیش از حدّ لازم، فرد عیوب طرف مقابل را بگوید به عنوان مثال کسی که ادّعا دارد پزشک است تنها میبایست به ردّ کردن این ادّعا اکتفا کرد و به عنوان مثال اگر جایی ربا خورده است را نباید گفت چون به موضوع ارتباطی ندارد.


حدیث:
1-امام صادق (ع): كسى كه بميرد در حالى كه از غيبت توبه كرده باشد آخرين كسى است كه وارد بهشت می شود و كسى كه بميرد در حالى كه اصرار بر آن داشته باشد اوّلين كسى است كه وارد دوزخ می گردد.
2-پيامبر(ص): هر كس زن يا مردى را غيبت كند، تا چهل شبانه روز نماز و روزه‏ایش پذيرفته نمی ‏شود جز آنکه غیبت شونده برای او طلب استغفار کند.
3-پيامبر(ص): در قيامت هنگامى كه نامه‏ ى اعمال انسان به دست او داده می شود، عدّه‏ اى می ‏گويند: چرا كارهاى خوب ما در آن ثبت نشده است؟ به آنها گفته می ‏شود: خداوند، نه چيزى را كم و نه چيزى را فراموش می كند، بلكه كارهاى خوب شما به خاطر غيبتى كه كرده ‏ايد از بين رفته است. در مقابل افراد ديگرى، كارهاى نيك فراوانى در نامه‏ ى عمل خود می بينند و گمان می ‏كنند كه اين پرونده از آنان نيست، به آنها می گويند: به‏ واسطه‏ ى غيبت‏ شدن، نيكی هاى كسى كه شما را غيبت كرده، براى شما ثبت شده است.
4-پيامبر (ص): هر كس غيبتى را بشنود و آن را رد كند، خداوند هزار باب شر را در دنيا و آخرت بر او می ‏بندد، ولى اگر ساكت بود و گوش داد، گناه گوينده نيز براى او ثبت می ‏شود. و اگر بتواند غيبت‏ شونده را يارى كند، ولى يارى نكند، در دو دنيا خوار و ذليل می ‏شود.
5-پیامبر (ص)فرمودند: هرکس غیبت مسلمانی را کند روزه‌اش بی‌فایده و وضویش بی‌اثر شود و روز قیامت در حالی وارد صحرای‌محشر می شود که از دهانش بویی بدتر از مردار پراکنده گردد و اهل‌محشر از آن‌بو آزرده‌خاطر گردند.
6- رسول‌خدا (ص) فرمود: «غیبت از زنا سخت‌تر است»عرض‌شد: «ای رسول‌خدا (ص)! چرا چنین است»؟ فرمود: «چون زناکار توبه می‌کند و خداوند توبه‌اش را می‌پذیرد؛ ولی غیبت‌کننده توبه می‌کند امّا خداوند توبه‌اش را نمی‌پذیرد تا اینکه غیبت‌شونده او را حلال نماید»


داستان:
1-همسر محترمه امام خمینی(ره)نقل کرده اند که من 62 سال با امام بزرگوار زندگی کردم و در این 62 سال یک غیبت از این مرد نشنیدم. ما یک کارگری داشتیم که خیلی کاری نبود لذا آن را تبدیل به یک کارگر بهتری کردیم. بعد از چند روز من خدمت امام گفتم: این خیلی کارگر خوبی است. امام فرمودند: «اگر با این جمله می خواهی به من بفهمانی که قبلی خوب نبود، این یک غیبت است و من حاضر نیستم بشنوم».
2-عمر با عبدالرحمن شبى به تجسس پرداختند، دیدند در خانه اى دود آتش بلند است. رفتند در آن خانه را کوبیدند و با اجازه داخل گردیدند. مردى را با زنى دیدند که در دست آن مرد کاسه اى بود، عمر پرسید: این زن کیست؟ مرد گفت: همسر من است.سپس پرسید در میان آن کاسه چیست؟ گفت: آب است سپس پرسید شعرى که آن زن با آواز می‌خواند چگونه شعرى است؟مرد مزبور آن اشعار را براى عمر خواند بعد از این پرسش‌ها آن مرد رو به عمر کرد و گفت: مگر نمی‌دانى که خداوند در قرآن فرموده: «وَلاتَجَسَّسُوا». عمر گفت: راست می‌گوئى و از آن خانه بیرون آمد.

3-سعدی در کتاب گلستان، خاطرات زیبایی از دوران جوانی و کودکی خود نقل می کند که نکته آموز و دل انگیز است:به یاد دارم در ایام کودکی، اهل عبادت بودم و شب‌ها برمی‌خاستم و نماز می خواندم و به زهد و تقوا، رغبت بسیار داشتم. شبی خدمت پدرم رحمة الله علیه نشسته بودم و تمام شب چشم بر هم نگذاشتم و قرآن را بر بغل گرفته و می‌خواندم. در آن حال دیدم همه آنان که گرد ما هستند، خوابیده اند.پدر را گفتم: از اینان کسی سر برنمی‌دارد که نمازی بخواند؟! خواب غفلت، چنان اینان را برده است که گویی نخفته‌اند، بلکه مرده اند .پدر گفت : تو نیز اگر می‌خفتی، بهتر از آن بود که در پوستین خلق افتی و عیب آنان گویی و بر خود ببالی!

صوت: