بررسی تطبیقى راه‏کارهاى ایجاد و افزایش امید از دیدگاه روان‏ شناسى مثبت‏ نگر و قرآن کریم

زمان مطالعه: 13 دقیقه

فهرست مطالب

 چکیده: داشتن امید به آینده یکى از موضوعات اساسى براى ایجاد آرامش و بهبود زندگى نابسامان آدمى است. در روان‏شناسى مثبت‏نگر، اعتقاد بر آن است که سازه‏هایى همچون امید، مى‏تواند از افراد در برابر رویدادهاى استرس‏زاى زندگى حمایت کند. از سوى دیگر، با توجه به تأثیر جهان‏بینى هر فرد در جهت‏گیرى و چگونگى زندگى آدمى، نمى‏ توان از نقش دین در پیدایش امید چشم پوشید.

مقاله حاضر به روش تطبیقى سعى دارد پس از بیان و تحلیل موضوع امید و راه‏هاى ایجاد و افزایش آن از دیدگاه روان‏شناسى مثبت‏ نگر، آن را بر قرآن عرضه نماید تا ضمن استخراج نظر قرآن در این ‏باره و بیان نقاط اشتراک و افتراق این دو حوزه، راه‏کارهاى مناسبى را براى ایجاد و افزایش امید در افراد بشر با استفاده از آموزه‏ هاى قرآنى ارائه نماید. از نتایج بارز این پژوهش، آن است که بسیارى از این راه‏کارها، در قرآن نیز موجود است و میان یافته‏ هاى بشرى و آموزه‏ هاى وحیانى در این موضوع، اشتراکات بسیارى وجود دارد.

مقدّمه

بشر در قرن اخیر به پیشرفت‏هاى چشم‏گیرى در زمینه فناورى و صنعت دست یافته است، ولى در کنار این دستاوردها، در میان عموم مردم، بخصوص جوانان، امید به آینده و فرداى روشن رو به کاهش است. در نیم قرن اخیر، همواره تلاش روان‏شناسان بر درمان کمبودها و رفع ناتوانى‏ها بوده است، اما امروزه جنبش نوظهور روان‏شناسى مثبت‏ نگر، تنها تمرکز بر بیمارى‏ها و ضعف‏ها ندارد، بلکه بیشتر به دنبال افزایش شادى و سلامت روانى افراد است؛ چراکه اگر فرد، مهارت‏هاى لازم براى مقابله با چنین مسائلى را کسب نکرده باشد، در معرض‏خطر بیشترى براى ابتلا به اختلالات روانى از جمله افسردگى است.

بیش از ۴۰ سال پیش، اثر جروم فرانک (۱۹۶۸ـ۱۹۷۵)، امید را فرایندى مفهوم‏ سازى کرد که در تمام رویکردهاى روان درمانى مشترک است. کارل منینجر (۱۹۵۹) نیز، به عنوان رئیس انجمن روان‏شناسى آمریکا، اولین بار در یک سخنرانى در محفل روان‏شناسان آمریکا، با اشاره به «امید» به عنوان نقطه قوت در درمان‏ جویان، همکارانش را تشویق کرد که به بررسى جدى‏ تر نقش امید در فرایند درمان بپردازند و قدرت امید به خود و قدرت امید به بیمارانشان را در فهم و درمان بیمارى روانى به رسمیت بشناسند.

در همین دوره، بسیارى از محققان در رشته‏هاى مختلف (از پرستارى گرفته تا روان‏شناسى) نظریه‏هایى در مورد امید ارائه نمودند (همان‏گونه که اغلب در مورد یک حیطه جدید رخ مى‏دهد.) این افراد از کار یکدیگر آگاه نبودند. از این‏رو، یک دیدگاه واحد یا نظریه منسجم وجود نداشت تا در مورد آن تحقیق و بررسى صورت گیرد. اسنایدر (روان‏شناس آمریکایى) نیز از جمله افرادى بود که به درخواست منینگر این سازه را مورد بررسى علمى قرار داد.

وى در سال ۱۹۹۰ نظریه خود تحت عنوان «نظریه امید» را مطرح کرد و پس از آن، این سازه مورد توجه محققان و متخصصان قرار گرفت. لازم به ذکر است تاکنون نظریه‏پردازان بسیارى پیرامون موضوع امید، اظهارنظر نموده‏اند، اما از آن ‏رو که نظریه اسنایدر در این زمینه، از جامعیت بیشترى برخوردار است، این پژوهش تنها به بررسى نظریه او پرداخته است.

از سوى دیگر، تأثیر دین و آموزه‏هاى دینى در زندگى انسان بسیار مهم، بلکه تعیین‏کننده است. به اعتقاد اندیشمندانى مانند شهید صدر، رسالت جهانى اسلام، پاسخ‏گویى به نیازهاى روز و رفع شبهات است. از این ‏رو، موضوعات مورد بررسى در دین، باید در عالم خارج بررسى شود تا از تجارب و راه‏ حل‏هاى بشرى استفاده گردد.

در حقیقت، از آن‏ رو که پژوهش در علوم انسانى (به منظور شناخت، برنامه‏ ریزى، ضبط و مهار پدیده‏هاى انسانى) در راستاى سعادت واقعى بشر، ضرورتى انکارناپذیر است و استفاده از عقل و آموزه‏ هاى وحیانى در کنار داده‏هاى تجربى و عینى، شرط اساسى پویایى، واقع‏نمایى و کارآیى این‏گونه پژوهش‏ها در هر جامعه است، به همین دلیل، این اندیشمند، معتقد است در تفسیر موضوعات قرآنى، باید یافته ‏ها و تحقیقات دانشمندان علوم انسانى را بر قرآن عرضه نمود و ضمن بهره‏ گیرى از آنها، به پاسخ‏گویى سؤالات و شبهات روز پرداخت؛

چرا که در گفت‏ وگوى با قرآن نتایجى حاصل مى‏گردد که علاوه بر آنکه پاسخ‏گوى نیازها و سؤالات بشرى است، مى‏ تواند حقایق بلند قرآنى را در صحنه اجتماع به طور ملموس آشکار نماید. تنها در این صورت است که رهیافت‏هاى بشرى استفاده بهینه‏اى دارد و قابلیت آن را دارد که بشر را در بُعد معرفتى به سمت تکامل معنوى خویش سوق داده و در مقابل عوامل بازدارنده، مصونیت بخشد.

اما تاکنون نظریه ‏ها و تحقیقات بسیارى، معنویت را به عنوان یک منبع بالقوّه که مى‏ تواند بر افزایش امید آدمى تأثیر گذارد، معرفى کرده‏اند. سرچشمه این تحقیقات به سال‏هاى ۱۸۸۰ تا ۱۹۳۰ برمى‏گردد و بررسى علمى آن به پایان قرن بیستم. بسیارى از روان‏شناسان همچون ویلهم ونت، ویلیام جیمز، استنلى هال، کارل یونگ مربوط مى‏شودکه در طى تحقیقات خویش به این نتیجه رسیدند که آدمى باید از مذهب براى افزایش امید خویش استفاده کند.

روبرت در تحقیقات جامع خود پیرامون نیازهاى اعتقادى انسان‏ها، قرن بیست‏ویکم را قرن معنویت خواند و بهترین راه ایجاد امید را، رابطه با خداوند معرفى کرد. امروزه نیز، باورهاى دینى و معنوى مراجعان، نه تنها کارآمد و غیرمنطقى و به عنوان راهکارى ضعیف در ایجاد و غنى‏سازى امید آدمى تلقّى نمى‏شوند، بلکه به عنوان منبعى تأثیرگذار و قدرتمند براى بهبود و درمان بیماران ناامید نیز در نظر گرفته مى‏شوند. علاوه بر اینکه در بسیارى موارد، مشکل مراجعان با مسائل مذهبى آمیخته گردیده و بدون مداخله معنوى، درمان کامل نمى‏ شود.

همان‏گونه که در قبل نیز اشاره کردیم، تاکنون روان‏شناسان بسیارى درباره امید اظهارنظر نموده‏اند، اما از آنجایى که تنها نظریه اسنایدر در این زمینه جامعیت دارد و او نیز در نظریه خویش نسبت به معنویت و رویکرد دینى ساکت است، به همین دلیل پژوهش حاضر سعى دارد (در حد گنجایش خویش) تنها در پرتوى بررسى نظریه او و در راستاى اندیشه یک عالِم بزرگ شیعه، به روش تطبیقى، به بررسى راه‏کارهاى تازه براى ایجاد و افزایش امید آدمى در حوزه روان‏شناسى و دین بپردازد تا روشن شود که آیا مى‏توان برخى از نیازهاى بشر حاضر را از طریق علم روان‏شناسى کاوش نمود و سپس به تطبیق آن در مفاهیم قرآنى پرداخت؟

مشترکات و مفترقات حاصل از این تطبیق تا چه حد راه‏گشا و مفید است؟ به همین دلیل، پس از معرفى اجمالى نظریه اسنایدر، به واکاوى آموزه‏هاى الهى پیرامون این موضوع پرداخته و پس از تطبیق رهیافت‏هاى بشرى بر داده‏هاى وحیانى، نقاط اشتراک و افتراق این دو حوزه، در موضوع فوق را بیان نموده است.

۱. نظریه امید در روان‏شناسى

از نظر اسنایدر، امید عبارت است از «ظرفیت ادراک‏شده براى تولید مسیرهایى به سمت اهداف مطلوب و انگیزه ادراک‏شده براى حرکت در این مسیرها.» از این‏رو، امید یعنى: انتظار مثبت براى دست‏یابى به اهداف. انتظار مثبت داراى دو مؤلفه «عامل» و «گذرگاه» است. در حقیقت، در نظریه امید اسنایدر، سه مؤلفه وجود دارد: تفکر هدف (هر چیزى که خود فرد مایل است بدان دست یابد، آن را انجام دهد یا تجربه یا ایجاد کند)، تفکر عامل (یک مؤلفه انگیزشى براى به حرکت در آوردنِ فرد، در مسیر راه‏هاى درنظر گرفته‏شده براى رسیدن به هدف) و تفکر گذرگاه (توانایى ادراک‏شده فرد براى شناسایى و ایجاد مسیرهایى به سمت هدف).

این سه مؤلفه بر یکدیگر اثر متقابل دارند. تعیین اهداف مهم، منجر به افزایش انگیزه مى‏شود و این انگیزه برانگیخته شده، به نوبه خود ممکن است به یافتن گذرگاه کمک کند. براى داشتن تفکر امیدوارانه، باید یاد بگیریم که چطور با موانع برخورد کنیم. به طور کلى، افراد داراى امید بالا، هنگام برخورد با موانع به دلیل ایجاد راه‏هاى جانشین و جدید براى رسیدن به هدف یا استفاده از اهداف جانشین، پاسخ‏هاى هیجانى سازگارترى ارائه مى‏دهند. به این ترتیب، هنگام مواجهه با مانع، انعطاف‏پذیر بوده و به دنبال هدف دیگرى مى ‏روند یا بر دیگر حیطه‏ هاى زندگى خود تأکید مى‏کنند.

۱ـ ۱. مراحل امیددرمانى در کار با مراجع

امیددرمانى، به منظور افزایش تفکر امیدوارانه و غنى‏سازى فعالیت‏هاى مربوط به تعقیب اهداف، طراحى شده و از دو مرحله اصلى تشکیل گردیده است که هریک شامل دو گام مى‏باشند. مرحله اول، القاى امید است که مشتمل بر دو گام امیدیابى و پیوند یا تحکیم امید مى‏باشد و مرحله دوم، افزایش امید است که آن هم مشتمل بر دو گام غنى‏سازىامید و ابقاى امید مى‏ باشد.

۱ ـ ۱ـ ۱. مرحله اول: القاى امید یا امیدسازى:

گام اول. یافتن امید: در این گام، درمانگر به منظور کمک به مراجع براى یافتن امیدى که در گذشته آن را تجربه کرده، از او مى‏خواهد تا داستان زندگى‏اش را تعریف نماید. در حقیقت، طى فرایند بیان داستان زندگى، درمانگر متوجه مى‏ شود که چگونه امید، در زندگى فرد ایجاد شده، کاهش یافته یا راکد مانده است. طى این فرایند، آنها نسبت به افکار یا رفتارهاى مخرب امید، آگاه مى‏ شوند.

گام دوم. تحکیم امید: در این مرحله، درمانگر به الگوسازى تفکر و رفتار امیدوارانه مى‏پردازد و بدین ترتیب، تفکر عامل و گذرگاه را در مراجع افزایش مى‏دهد. توانایى درمانگر در الگوسازى تفکر و رفتار امیدوارانه، ممکن است در اثربخشى درمانى، نقش مؤثرى داشته باشد؛ چراکه به واسطه آن، مى توان انگیزه مراجع و نیز گذرگاه‏هاى رسیدن به هدف را افزایش داد.

۱ـ ۱ـ ۲. مرحله دوم: امیدافزایى:

گام اول. غنى‏سازى امید: در این مرحله، درمانگر از طریق ارائه راه‏کارهایى که به ایجاد هدف، توسعه گذرگاه و افزایش عامل در فرد منجر مى‏ شود، به غنى‏ سازى امید مراجع خویش مى‏ پردازد. این راه‏کارها عبارتند از:

الف) راه‏کارهایى براى ایجاد هدف:

فن ۱. فراهم کردن ساختارى براى اهداف روشن: این فن، به مراجع کمک مى‏کند تا با ایجاد فهرستى از ابعاد جارى زندگى که برایش اهمیت دارند، به بررسى اهداف مختلف زندگى خود بپردازد و در مورد میزان رضایت خود از هریک از آنها بحث کند.

فن ۲. طرح اهداف روشن و عملى: وقتى حیطه ‏هاى مهم شناسایى شدند، درمانگر و مراجع، باید در گسترش اهداف روشن و عملى با هم همکارى کنند. براى اینکه کاملاً بتوانیم مؤثر باشیم، اهداف باید مشخص و متمرکز، همچنین در قالب جملات مثبت باشند.

ب) راه‏کارهایى براى توسعه و تقویت افکار گذرگاه:

غالب مشکلات در یافتن مسیرى درست براى رسیدن به هدف به وجود مى‏آیند. یک رویکرد مناسب در این مورد، این است که به مراجع یاد دهیم گذرگاه‏هاى خود را به مجموعه ‏اى از گام‏هاى کوچک بشکند. هرقدر این گام‏هاى متوالى، خاص و روشن باشند، مؤثرترند.

فن ۳. ایجاد یک فیلم درونى: افراد مى‏توانند بیاموزند که گام‏هاى خود به سمت هدف را، به صورت ذهنى اجرا کنند، به گونه‏اى که گویى مشغول تماشاى خود در یک فیلم سینمایى هستند. در پایان نیز این فیلم را بازنگرى کنند و بدین ترتیب، براى کار کردن به سمت اهداف، طبق یک برنامه روزانه قدم‏هاى مشخصى بردارند.

ج) راه‏کارهایى براى ایجاد و حفظ عامل:

فرد ممکن است اهداف و گذرگاه‏هاى عملى تولید کند، اما اهداف همچنان تحقق ‏نیافته باقى بمانند. براى تکمیل این فرایند نیازمند انگیزه هستیم. یک راه‏حل کلیدى براى افزایش انگیزه، کمک به مراجع براى خودشناسى است تا بتواند انگیزش شخصى خود را افزایش دهد. سؤالاتى مانند «من در گذشته چگونه ‏بر انگیخته‏ مى‏ شدم؟ و…» مى‏تواند بسیار مفید باشد.

فن ۴. جست‏وجوى داستان‏هاى امیدآفرین: یک فن خاص براى ایجاد داستان‏هاى امیدآفرین که مى‏تواند براى اشاره به اراده و انگیزه به کار رود، فن تجسم مثبت است. این رویکرد بسیار شبیه به خلق یک فیلم درونى است. در تجسم مثبت، از مراجع خواسته مى‏شود که داستان شخصى و خوش‏بینانه‏اى را درباره مفهوم‏سازى هدفى، شروع کار به سمت آن هدف، و سپس عبور موفقیت‏آمیز از آن و غلبه بر موانع براى دست‏یابى نهایى به هدف بگوید.

 فن ۵. نیمرخ ‏سازى: در این مرحله، درمانگر از مراجع مى‏خواهد داستان‏هاى کوتاهى درباره پیگیرى‏هاى قبلى و فعلى هدف، طبق چارچوب خاصى بنویسد تا امید را که جزئى از ترکیب روان‏شناختى فرد است، آشکار سازد. نوعا ۵ داستان حداقل ۲ تا ۵ صفحه‏اى با بیان جزئیات تعقیب هدف در حیطه‏هاى مختلف زندگى، راه‏ها و اراده موردنیاز ذى‏ربط در تعقیب امیدوارانه را آشکار مى‏سازد. همچنین مراجع، زبان امید را با شناسایى تفکر هدفمند، تفکر عامل و تفکر گذرگاه (اراده‏مند) منتسب در داستان‏هایش یاد مى‏ گیرد.

فن ۶. یافتن پوشش نقره‏اى (یافتن روزنه امید): گاهى افراد نمى‏ توانند یک داستان امیدوارانه در زندگى خود پیدا کنند و بیان مى‏ دارند که هیچ چیز مثبتى در زندگى‏شان رخ نداده است. در چنین مواردى، جست‏وجوى داستان‏هاى امیدوارانه شخصى براى استفاده به عنوان نقطه شروع، بسیار دشوار است.

البته باید مراجع را تعقیب کرد تا راه‏هاى مختلف را امتحان کند. براى مثال، در این مورد یک نقطه شروع دیگر، مى‏تواند این باشد که از او بخواهیم به یک عنصر مثبت در موقعیت‏ هاى مختلفى که در طول روز رخ مى‏دهد، بیندیشد. در این فن، از فرد خواسته نمى‏شود که همه جنبه‏هاى مثبت یک موقعیت را مشخص نماید، بلکه از او خواسته مى‏شود که فقط یک جنبه مثبت را پیدا کند.

فن ۷. الگوى سلیگمن: گاهى اوقات مشکل اصلى این است که فرد نمى‏تواند بر موانع غلبه کند. در چنین شرایطى، باید تشخیص داد که آیا موانع، حقیقى و حاصل حقایق تلخ و غیرقابل تغییر زندگى هستند یا حاصل افکار منفى؟ در مواردى که موانع، حقیقى هستند، اهداف و گذرگاه‏ ها باید تغییر یابند. اما در مواردى که موانع، حاصل افکار منفى هستند، افکار باید تغییر یابند. براى مبارزه با این افکار غیرمولّد، فرد نیازمند مهارت‏ هایى است.

مراجع مى‏ تواند با استفاده از فنونى، نظیر الگوى سلیگمن، راه‏هایى براى افزایش افکار مثبت و به چالش کشاندن افکار منفى بیاموزد. در این الگو، از فرد خواسته مى‏شود تا رویداد فعال‏کننده را به عنوان یک مشاهده ‏گر بیرونى توصیف کند ، سپس همه باورهاى خود را در مورد آن واقعیت بنویسد و در نهایت، در مورد پیامدهاى خوب و بد این باورها به بحث بپردازد .

ادامه دارد …..

منبع: مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن