وانکه سیمت نداد زر بخشش وانکه پایت برید سر بخشش
تفسیر:
«باید عفو کنند و گذشت نمایند» (وَ لْیَعْفُوا وَ لْیَصْفَحُوا)«آیا دوست نمى دارید خداوند شما را بیامرزد» (أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللّهُ لَکُمْ).پس همان گونه که شما انتظار عفو الهى را در برابر لغزش ها دارید، باید در مورد دیگران عفو و بخشش را فراموش نکنید.«و خداوند غفور و رحیم است» (وَ اللّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ). «عفو» به معناى بخشيدن است و «صَفح» به معناى ناديده گرفتن كه مرحله بالاتر از عفو است. بعضى گفتهاند كه «صفح» آن عفوى است كه در آن ملامت نباشد.
حدیث:
1- امام صادق(ع)فرمود: «عفو درهنگام قدرت از سنّتهای پیامبران و پرهیزگاران میباشد، حقیقت عفو آن است که از رفیقت درگذری و چیزی را ظاهر نکنی، و سخن ناروای او را فراموش نمایی و از اصل قضیّه در باطن خود چیزی نگه نداری، و بر احسان خود به آن بیفزایی. کسی به این مقام نخواهد رسید مگر اینکه خداوند از او در گذشته باشد و گناهان گذشته و آینده او را مورد رحمت قرار داده باشد و او را به کرامت خود زینت بخشد، از انوار خود بر او بپوشاند. عفو و غفران دو صفت از صفات خداوند هستند، که آنها را در میان بندگان خود به ودیعت نهاده است تا مردم به اخلاق خداوند متخلّق گردند و خداوند فرموده است: وَ لْیَعْفُوا وَ لْیَصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللهُ لَکُمْ وَ اللهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ.(مصباح الشریعهًْ، ص)۱۵۸/
2-مولی امیرالمؤمنین(ع)می فرماید:اگر كسی از تو عذر خواهی كرد تو نیز عذر او را بپذیر كه نشانه شخصیت والای تو است. (تحفالعقول، ص ٨٢)
3-امام محمدباقر(ع)می فرمایند:هر زمان که بر دشمنت پیروز شدی به شکرانة این پیروزی او را ببخش.(لئالیالأخبار،ج ٢، ص ١٦٢)
4-مولی امیرالمؤمنین(ع)فرمودند:تعجب میکنم از کسی که به فضل و عنایت پروردگار مافوق خود امید دارد ،چگونه مادون خود را ناامید مینماید؟! و از لغزش او نمیگذرد(فهرست غرر، ص ٣٠٩)
5-مولی امیرالمؤمنین(ع)فرمودند:عذر برادر دینیات را بپذیر و اگر برای خطای خود عذری نداشت تو برای او عذری بتراش! (تحفالعقول، ص ١٠٧)
6-امام حسن مجتبی(ع):اگر کسی برابر یک گوش من مرا دشنام دهد بعد در گوش دیگر از من عذرخواهی کند عُذر او را میپذیرم. (احقاقالحق، ج ١١، ص ١١٦)
7- روایت داریم روز قیامت خدا خطاب می کند کجا هستند آن هایی که از خدا حق و طلبی دارند؟ همه تعجب می کنند آیا انبیاء، علماء، شهداء و اولیاء خدا هستند؟ خدا به همه حق دارد کسی از خدا طلب ندارد.خطاب می رسد:« فَیُقَالُ الْعَافُونَ عَنِ النَّاسِ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ بِلَا حِسَاب»کجا هستند آن هایی که در دنیا از دیگران گذشت کردند؟کجایند آن هایی که محض رضای خدا از تقصرات دیگران گذشتند و حلال کردند؟ خدا می فرماید: آن ها که اهل عفو و بخششند بیایند بدون حساب به بهشت بروند.(بحار الأنوار ج 68 ص 397)
داستان:
1-با اينكه قريش با رسول اكرم (ص) و يارانش ،آن همه دشمنى كردند، آنان را شكنجه دادند؛ چه در آغاز دعوت و چه از هجرت رسول اكرم (ص) و همچنين على رغم آن همه توطئه ، جنگ و لشكركشى در برابر پيامبراكرم ، آن حضرت بعد از فتح مكه ، بر در كعبه ايستاد و خطاب به قريش فرمود:هان ! قريشيان ! چه مى گوييد؟ فكر مى كنيد با شما چه خواهم كرد؟قريشيان يك صدا فرياد زدند: نيكى ، تو برادرى بزرگوار و فرزند برادرى كريم و بزرگوارى .حضرت فرمود:حرف برادرم يوسف (ع) را تكرار مى كنم : امروز متاثر و شرمسار مى باشيد. من شما را عفو كردم ، خدا هم گناه شما را ببخشد كه مهربانترين مهربانان است . برويد، شما آزاد هستيد. (بحارالانوار، ج 21 ص 422)
2-رزمنده ای تعریف می کرد که يكي از بچه ها به شوخي پتويش را پرت كرد طرفم. اسلحه از دوشم افتاد و خورد توي سر كاوه(یکی از سرداران جنگ). كم مانده بود سكته كنم؛ سر محمود شكسته بود و داشت خون مي آمد. با خودم گفتم: الان است كه يك برخورد ناجوري با من بكند. چون خودم را بي تقصير مي دانستم، آماده شدم كه اگر حرفي چيزي گفت، جوابش را بدهم. كاملاً خلاف انتظارم عمل كرد؛ يك دستمال از جيبش در آورد، گذاشت روی زخم سرش و بعد از سالن بيرون رفت. اين برخورد از صد تا توگوشي برايم سخت تر بود. دنبالش دويدم. در حالي كه دلم مي سوخت، با ناراحتي گفتم: آخه يه حرفي بزن، چيزي بگو، همانطور كه مي خنديد گفت: مگه چي شده؟ گفتم: من زدم سرت رو شكستم، تو حتي نگاه نكردي ببيني كار كي بوده. همان طور كه خون ها را پاك مي كرد، گفت: اين جا كردستانه، از اين خون ها بايد ريخته بشه، اين كه چيزي نيست. چنان مرا شيفته خودش كرد كه بعدها اگر مي گفت بمير، ميمردم. (یادگاران کتاب شهيد کاوه،کورش علياني)
3-یک روز وقتی که شهید حجت الاسلام والمسلمین سلیمی از بیت امام برای تقویت روحیه رزمندگان به جبهه های جنوب آمده بود، صحبت از خصوصیات امام به میان آمد. ایشان گفت: چند روز پیش در محضر امام از جسارتها و اهانت های شیخ علی تهرانی در رادیو بغداد مطالبی به عرض ایشان رساندیم که این فرد خیلی به شما جسارت می کند!صحبت ما که تمام شد امام رو به ما کرد و گفت: اتفاقاً چند روز قبل من به یاد او بودم و برایش دعا می کردم. امام حتی نسبت به هدایت مخالفان و دشمنانشان اینقدر احساس دلسوزی می کردند.(خاطرات مرحوم آیت الله توسلی،مجله حوزه، شماره ۴۵)
صوت: