فیلتر بر اساس دسته‌ها
انتخاب همه
اخبار
اخبار عمومی مؤسسه
اخبار قرآنی ایران
اخبار کشوری
افتخارات
بازدیدها
دیدارها
بین المللی
جشنواره ملی جبرئیل امین
حفظ مجازی قرآن کریم
حوزه علمیه قرآن محور
دانشسرای علوم قرآن و حدیث باقرالعلوم
شعب
طرح قرآنی ایلاف
طرح ملی آیات زندگی
طرح ملی رحله
محافل و مجالس
مراکز حفظ همراه با تحصیل
مراکز شبانه روزی حفظ یکساله
مراکز روزانه حفظ دوساله خواهران
مصاحبه‌
مناسبت‌ها
مهد و پیش دبستانی قرآن محور
گزارش تصویری
تصاویر
بیت الاحزان در سالی که گذشت
بازدیدها و دیدارها
تصاویر رویدادها
تصاویر شعب
جلسات و محافل
ثبت نام ها
مستندات
مستندات آموزشی مؤسسه
مستندات اداری مؤسسه
مستندات اقتصادی مؤسسه
مستندات بازرسی
مستندات مالی مؤسسه
مستندات متفرقه مؤسسه
چندرسانه ای
تولیدات رسانه‌ای مؤسسه
مستندها و برنامه‌های تلویزیونی
گزارش ویدیویی
مقالات
چهره‌های شاخص مؤسسه
مراکز شبانه روزی حفظ یکساله
طرح ملی آیات زندگی
سوره مبارکه نور آیه 22

وانکه سیمت نداد زر بخشش               وانکه پایت برید سر بخشش

تفسیر:

«باید عفو کنند و گذشت نمایند» (وَ لْیَعْفُوا وَ لْیَصْفَحُوا)«آیا دوست نمى دارید خداوند شما را بیامرزد» (أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللّهُ لَکُمْ).پس همان گونه که شما انتظار عفو الهى را در برابر لغزش ها دارید، باید در مورد دیگران عفو و بخشش را فراموش نکنید.«و خداوند غفور و رحیم است» (وَ اللّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ). «عفو» به معناى بخشیدن است و «صَفح» به معناى نادیده گرفتن که مرحله بالاتر از عفو است. بعضى گفته‌اند که «صفح» آن عفوى است که در آن ملامت نباشد.

حدیث:

۱- امام صادق(ع)فرمود: «عفو درهنگام قدرت از سنّت‌های پیامبران و پرهیزگاران می‌باشد، حقیقت عفو آن است که از رفیقت درگذری و چیزی را ظاهر نکنی، و سخن ناروای او را فراموش نمایی و از اصل قضیّه در باطن خود چیزی نگه نداری، و بر احسان خود به آن بیفزایی. کسی به این مقام نخواهد رسید مگر اینکه خداوند از او در گذشته باشد و گناهان گذشته و آینده او را مورد رحمت قرار داده باشد و او را به کرامت خود زینت بخشد، از انوار خود بر او بپوشاند. عفو و غفران دو صفت از صفات خداوند هستند، که آن‌ها را در میان بندگان خود به ودیعت نهاده است تا مردم به اخلاق خداوند متخلّق گردند و خداوند فرموده است: وَ لْیَعْفُوا وَ لْیَصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللهُ لَکُمْ وَ اللهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ.(مصباح الشریعهًْ، ص)۱۵۸/

۲-مولی امیرالمؤمنین(ع)می فرماید:اگر کسی از تو عذر خواهی کرد تو نیز عذر او را بپذیر که نشانه شخصیت والای تو است. (تحف‌العقول، ص ٨٢)

۳-امام محمدباقر(ع)می فرمایند:هر زمان که بر دشمنت پیروز شدی به شکرانه این پیروزی او را ببخش.(لئالی‌الأخبار،ج ٢، ص ١۶٢)

۴-مولی امیرالمؤمنین(ع)فرمودند:تعجب می‌کنم از کسی که به فضل و عنایت پروردگار مافوق خود امید دارد ،چگونه مادون خود را ناامید می‌نماید؟! و از لغزش‌ او نمی‌گذرد(فهرست‌ غرر، ص ٣٠٩)

۵-مولی امیرالمؤمنین(ع)فرمودند:عذر برادر دینی‌ات را بپذیر و اگر برای خطای خود عذری نداشت تو برای او عذری بتراش! (تحف‌العقول، ص ١٠٧)

۶-امام حسن مجتبی(ع):اگر کسی برابر یک گوش من مرا دشنام دهد بعد در گوش دیگر از من عذرخواهی کند عُذر او را می‌پذیرم. (احقاق‌الحق، ج ١١، ص ١١۶)

۷- روایت داریم روز قیامت خدا خطاب می کند کجا هستند آن هایی که از خدا حق و طلبی دارند؟ همه تعجب می کنند آیا انبیاء، علماء، شهداء و اولیاء خدا هستند؟ خدا به همه حق دارد کسی از خدا طلب ندارد.خطاب می رسد:« فَیُقَالُ الْعَافُونَ عَنِ النَّاسِ یَدْخُلُونَ الْجَنَّهَ بِلَا حِسَاب»کجا هستند آن هایی که در دنیا از دیگران گذشت کردند؟کجایند آن هایی که محض رضای خدا از تقصرات دیگران گذشتند و حلال کردند؟ خدا می فرماید: آن ها که اهل عفو و بخششند بیایند بدون حساب به بهشت بروند.(بحار الأنوار ج ۶۸ ص ۳۹۷)

داستان:

۱-با اینکه قریش با رسول اکرم (ص) و یارانش ،آن همه دشمنى کردند، آنان را شکنجه دادند؛ چه در آغاز دعوت و چه از هجرت رسول اکرم (ص) و همچنین على رغم آن همه توطئه ، جنگ و لشکرکشى در برابر پیامبراکرم ، آن حضرت بعد از فتح مکه ، بر در کعبه ایستاد و خطاب به قریش فرمود:هان ! قریشیان ! چه مى گویید؟ فکر مى کنید با شما چه خواهم کرد؟قریشیان یک صدا فریاد زدند: نیکى ، تو برادرى بزرگوار و فرزند برادرى کریم و بزرگوارى .حضرت فرمود:حرف برادرم یوسف (ع) را تکرار مى کنم : امروز متاثر و شرمسار مى باشید. من شما را عفو کردم ، خدا هم گناه شما را ببخشد که مهربانترین مهربانان است . بروید، شما آزاد هستید. (بحارالانوار، ج ۲۱ ص ۴۲۲)

۲-رزمنده ای تعریف می کرد که یکی از بچه ها به شوخی پتویش را پرت کرد طرفم. اسلحه از دوشم افتاد و خورد توی سر کاوه(یکی از سرداران جنگ). کم مانده بود سکته کنم؛ سر محمود شکسته بود و داشت خون می آمد. با خودم گفتم: الان است که یک برخورد ناجوری با من بکند. چون خودم را بی تقصیر می دانستم، آماده شدم که اگر حرفی چیزی گفت، جوابش را بدهم. کاملاً خلاف انتظارم عمل کرد؛ یک دستمال از جیبش در آورد، گذاشت روی زخم سرش و بعد از سالن بیرون رفت. این برخورد از صد تا توگوشی برایم سخت تر بود. دنبالش دویدم. در حالی که دلم می سوخت، با ناراحتی گفتم: آخه یه حرفی بزن، چیزی بگو، همانطور که می خندید گفت: مگه چی شده؟ گفتم: من زدم سرت رو شکستم، تو حتی نگاه نکردی ببینی کار کی بوده. همان طور که خون ها را پاک می کرد، گفت: این جا کردستانه، از این خون ها باید ریخته بشه، این که چیزی نیست. چنان مرا شیفته خودش کرد که بعدها اگر می گفت بمیر، میمردم. (یادگاران کتاب شهید کاوه،کورش علیانی)

۳-یک روز وقتی که شهید حجت الاسلام والمسلمین سلیمی از بیت امام برای تقویت روحیه رزمندگان به جبهه های جنوب آمده بود، صحبت از خصوصیات امام به میان آمد. ایشان گفت: چند روز پیش در محضر امام از جسارتها و اهانت های شیخ علی تهرانی در رادیو بغداد مطالبی به عرض ایشان رساندیم که این فرد خیلی به شما جسارت می کند!صحبت ما که تمام شد امام رو به ما کرد و گفت: اتفاقاً چند روز قبل من به یاد او بودم و برایش دعا می کردم. امام حتی نسبت به هدایت مخالفان و دشمنانشان اینقدر احساس دلسوزی می کردند.(خاطرات مرحوم آیت الله توسلی،مجله حوزه، شماره ۴۵)

صوت:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

				
					beytolahzan.ir/?p=24089