… گام دوم. حفظ و ابقاى امید: این راهکار، مراجع را ترغیب مىکند که از طریق شناخت افکار هدف و افکار مانع، خود، عامل افزایش امید در خود باشد. عنصر کلیدى فرایند حفظ امید، توانایى شناخت افکار هدف و افکار مانع است.
۲. امید در قرآن
مسئله امید و امیدوارى به آینده، در قرآن به دفعات متعدد و به شیوههاى مختلف، بیان گردیده است. به طور کلى، مفهوم امید در لایه مثبت و منفى، در قرآن کریم، از راه کلیدواژههایى همچون رجاء (انتظار امرى محبوب و پسندیده که اکثر اسباب آن محقق باشد)، طمع (تمایل نفس از روى حرص و آرزوى شدید، به چیزى خارج از دسترس)، أمل (آرزویى که انتظارى طولانى در آن وجود دارد) و تمنى (میل به حصول امرى همراه با تقدیر و اندازهگیرى آن) قابل پیگیرى است.
از میان واژگان فوق، تنها در واژه «رجاء» است که فرد امیدوار در راه رسیدن به امیدش، کار و تلاش مىکند و موجبات رسیدن به امر محبوب را فراهم مىآورد. با بررسى آیات مشتمل بر واژگان امید، مىتوان بدین نکته دست یافت که گرچه امید، ماهیتى مثبت و پسندیده دارد، اما از آنرو که عوامل پدیدآورنده آن و موانع بههمزننده آن، ممکناست ماهیتى حقیقى و یا کاذب داشته باشند، مىتوان به تنویع و تقسیم آن بهصورتزیر پرداخت:
الف) امید مطلوب، صادق و حقیقى:
این نوع امید، مربوط به امورى است که در جهت رضاى الهى و هماهنگ با واقعیت وجودى انسان است و به دو گونه در قرآن مطرح گردیده: امید به آخرت و برخوردارى از رحمت الهى که عموم مؤمنان چنین امیدى دارند، و امید به لقاى خدا که مؤمنان خاص و انسانهاى کامل، از آن برخوردارند. این نوع در قالب واژگانى همچون رجاء ممدوح و پسندیده، و طمع مثبت و پسندیده بیان شده است.
ب) امید نامطلوب، کاذب و مجازى:
این نوع، مربوط به امورى است که رضاى الهى در آن لحاظ نمىگردد و حاصل وسوسههاى نفس یا القائات شیطان است: «وَلأُمَنِّیَنَّهُمْ.»(نساء: ۱۱۹) این نوع امید در قالب واژگان رجاء مذموم و ناپسند، طمع منفى و ناپسند، أمل، و تمنّى بیانگردیده است. بدون تردید، امید صادق و کاذب تأثیر بسیار زیادى در زندگى آدمى دارد و تنها امید صادق و حقیقى است که انسان را به یاد خداوند انداخته و همواره وجود او و حاضر و ناظر بودن او را به اندیشه آدمى مخاطره مىنماید.
به همین دلیل، در این قسمت، در پرتو معرفى محورهاى امیدبخش قرآن کریم، به شرح و تفصیل سیماى الگوى پسندیده امید در قرآن پرداخته شده است.به طور کلى، مفهوم امید در قرآن کریم، در دو محور اعتقادى و رفتارى قابل بررسى و پیگیرى است؛ چراکه قرآن افزون بر بیان راهکارهایى اعتقادى و فردى براى القاى امید و رسیدن به آرامش نسبى در دنیا، به ارائه راهکارهاى رفتارى و اجتماعى فراوانى براى تقویت و افزایش این نیاز اصیل بشرى نیز پرداخته است.
در بُعد اعتقادى، به تقویت پایههاى معرفتى و اعتقادى افراد پرداخته شده که مهمترین اصول اعتقادى اسلام، ایمان و عقیده به توحید، نبوت و معاد مىباشند؛ زیرا این سه اصل، پایه و اساس دریافت اسلام را تشکیل مىدهند و سایر آموزههاى اسلام، معنابخشى خود را از این سه اصل دریافت مىنمایند و نیاز به این آموزهها، براى ایجاد امید و روحیه امیدپرورى در آدمى، از آنروست که چون انسان سالم و کامل، داراى شخصیتى مىباشد که به طور طبیعى در زندگى فردى و اجتماعى خود را نشان مىدهد، به همین دلیل، اگر از نظر شخصیتى نسبت به آینده امیدوار نباشد، به طور طبیعى، رفتارى بیرون از عرف طبیعت انسانى از خود بروز مىدهد که در جهت دادن جامعه به سمت ناامیدى و افسردگى بىتأثیر نخواهد بود.
در بُعد رفتارى نیز، قرآن کریم براى افزایش امید آدمى در زندگانى دنیوى و نیز پرورش روح امید در جامعه، در قالب راهکارهاى رفتارى به تقویت روح امید در جامعه پرداخته است. مهمترین راهکارهاى رفتارى قرآن در حوزه فردى عبارتند از: ذکر، تهجّد، نماز، و تلاوت قرآن، و در حوزه اجتماعى عبارتند از: انفاق، احسان، عفو و بخشش، امر به معروف و نهى از منکر و وفاى به عهد.
بنابراین، همانگونه که گفته شد، در فرهنگ قرآن، مسئله امید و امیدوارى از جهات مختلف و به زبانهاى گوناگون مورد تأکید و ترغیب واقع شده که در ادامه، تفصیل هریک بیان گشته است و اگر آدمى به مفهوم واقعى این محورها و زیرمجموعههاى آن به صورت عمقى و نه سطحى پى ببرد، طبعا بخش عمدهاى از چگونه زیستن را خواهد آموخت.
۲ـ۱. راهکارهاى اعتقادى (معرفتى) قرآن براى ایجاد و القاى امید
مقصود از راهکارهاى اعتقادى، روشهاى شناختى براى افزایش و تقویت امید در آدمى است که به دیدگاه و اعتقاد فرد نسبت به هستى، آغاز و فرجام جهان و نقش انبیا و اولیاى الهى مىپردازد و از سوى دیگر، تأثیر آن را در افزایش یا کاهش امید صادق و حقیقى در آدمى، مورد ارزیابى قرار مىدهد.
الف) اعتقاد به توحید و تأثیر آن در ایجاد امید:
اعتقاد به توحید و یگانه بودن خداوند، موجب مىشود به جاى آنکه انسان پیوسته به عوامل متعدد مؤثر در زندگى خویش بیندیشد و از آنها بیم به دل راه داده و یا به آنها امید ببندد، به مرجع و ملجأى واحد چشم بدوزد. کمترین تأثیر چنین نگرشى، انسجام و تعادل بین شناختها، عواطف و اعمال در بسیارى از بخشهاى زندگى است.
به دیگر بیان، توحید و یگانهپرستى است که عناصر نفس و روان آدمى را همبستگى بخشیده و روند قواى فکرى او را براى دریافت و شناخت به طرف یک منبع، متحد و هماهنگ مىسازد و از این رهگذر، یک اثر ترکیبى سازنده در شخصیت انسان بارور مىگرداند. بعکس، تعدّد آلهه و شرک و یا به عبارت دیگر تعدّد منابع ترس و نفع و ضرر، منجر به تشتّت و ازهم پاشیدگى روان انسانى و تفرق و تقسیم قدرت آگاهى او به جهات متعدد مىشود. و سرانجام نیز، به از همگسیختگى پیوندهاى شخصیت آدمى و ایجاد اختلالات روانى در او مىانجامد.
بنابراین، از مجراى توحید است که انسان مسئله پناه بردن به خداوند را درک مىنماید. چنین انسانى همواره به یاد خدا بوده و قلبش کاملاً آرام است: «الَّذِینَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللّهِ… .» (رعد: ۲۸)از اینرو، در قرآن کریم، امید حقیقى در ارتباط با «اللّه» است؛ چراکه هیچ مفهوم عمدهاى جداى از خدا، در قرآن وجود ندارد.
به دیگر بیان، امید در راستاى تکامل انسان است و تکامل انسان در قرآن، به سوى خلیفهاللّه: «وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلاَئِکَهِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَهً»(بقره: ۳۰) و مظهر تجلّى اسماى الهى است. از اینرو، امید نیز در راستاى تجلّى صفات الهى نهادینه شده در وجود بشر مىباشد و آدمى بدین وسیله مىتواند از آشفتگىهاى روانى و نابسامانىهاى فکرى رهایى یابد.
ب) اعتقاد به نبوت و تأثیر آن در تحکیم امید:
بشر براى داشتن زندگى سالم در این دنیا، به فرستادگانى از جانب خالق یکتا نیازمند است و امید به حیات اخروى نیز از همین رهگذر میسر است. به طور کلى، انبیا و ادیان الهى مىتوانند نویدبخش امید به آینده در سایه ایمان، پرهیزگارى، تزکیه روح و جسم و عمل صالح باشند و تنها ایشانند که مىتوانند به مؤمنان نوید آیندهاى روشن در پرتو ایمان به خداوند بدهند.
از سویى دیگر، همانگونه که پیشتر نیز بیان شد، امید در راستاى تجلّى اسماى الهى است که این تجلّى طبق آیات قرآن کریم، از مسیر نبوت و ولایت اولیاى الهى صورت مىگیرد. به دیگر بیان، از آنرو که انسان مظهر خلیفهاللّه است،۵۵ این آموزه در پرتو رهنمودهاى انبیا به آدمى القا مىگردد: «وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء» (بقره: ۳۱) و از این طریق، تربیت اسمایى بشر تحقق مىیابد.
از اینرو، اعتقاد به نبوت انبیا و اولیاى الهى به آدمى این امید را بشارت مىدهد که مىتواند با پیروى از این الگوهاى بشرى و بخصوص از طریق اسوه حسنه، به طور کامل مظهر اسماء و تجلّى صفات پروردگارى قرار گیرد و به امید حقیقى خویش راه یابد: «لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ.» (احزاب: ۲۱) پس بر کسى که مدعى امید حقیقى است، واجب است از فرستادگان او پیروى کند تا این پیروىاش، به امید راستین منتهى شود:
«قُلْ إِن کُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللّهُ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ»(آلعمران: ۳۱) و تنها در این صورت است که امید به آینده، امیدى واقعى و سرشار از حقیقت جلوه مىکند و آدمى مىتواند از توابع آن، که همان دورى از انواع گناهان است و نتیجهاى جز پشیمانى، ناامیدى و نگرانى ندارد، مصون ماند:۵۶ «ثُمَّ جَعَلْنَاکَ عَلَى شَرِیعَهٍ مِنَ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْهَا وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاء الَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ إِنَّهُمْ لَن یُغْنُوا عَنکَ مِنَ اللَّهِ شَیئا وإِنَّ الظَّالِمِینَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ وَاللَّهُ وَلِیُّ الْمُتَّقِینَ» (جاثیه: ۱۸ـ۱۹)
بعد از انبیا نیز، آدمى به پیروى از امامان و ائمّه معصوم علیهمالسلام که حضورى نبىگونه دارند، سفارش شده که این پیروى از امام على علیهالسلامآغاز و به وجود مبارک خاتمالانبیا حجهبن الحسن ـ عجلاللّه تعالى فرجه ـ ادامه مىیابد. در عصر حاضر نیز، شناخت وجود مبارک امام زمان علیهالسلام و آشنایى با سیره و رفتار او، بىتردید معبر و گذر از جاهلیت به سوى حیاتى معقول و باورى امیدبخش است و هیچگاه نخواهد گذاشت بارقه امید در دلهاى شیعیان خاموش گردد.
ج) اعتقاد به معاد و تأثیر آن در تحکیم امید:
ایمان به معاد، ریشه یأسها و ناامیدىها را که آفت جان انسانهاست، مىسوزاند و انسان را امیدوار مىسازد که هیچیک از اعمال نیک او از صفحه هستى پاک نمىشود و مصائب و ناکامىهایش در این دنیا، بىپاسخ نخواهند ماند. شخص معتقد به معاد عقیده دارد که زندگى به این جهان ماده خلاصه نمىگردد، بلکه انسان پس از مرگ، زندگى دیگرى در پیش دارد و در آنجا به بسیارى از خواستهها و آرزوهاى مناسب خود نایل مىشود.
از نظر قرآن نیز، حیات باقیه و زندگانى جاوید و سعادت ابدى در آخرت است و در آنجا آسایش، آرامش و امنیت مطلق وجود دارد. از اینرو، هیچگونه کمبودى احساس نمىگردد و اگر هم انسان در این دنیا محرومیتى احساس مىکند، با یادآورى نعمتهاى عالم آخرت بر طرف مىگردد؛ چراکه شخص مؤمن، امیدوار است که در آن جهان از نعمتهاى الهى برخوردار شود.
۲ـ۲. راهکارهاى رفتارى قرآن براى افزایش و تقویت امید در آدمى
مقصود از راهکارهاى رفتارى، روشهاى عملى براى افزایش و تقویت امید در آدمى است؛ راهکارهایى که به رفتار و عملکرد آدمى براى افزایش امید صادق و حقیقى مىپردازد.این راهکارها در فرهنگ قرآن، در دو قالب فردى و اجتماعى مطرح گردیدهاند تا آدمى علاوه بر غنى ساختن امید در درون خویش، به افزایش امید در جامعه نیز کمک نماید؛
چراکه یکى از ویژگىهاى دین اسلام این است که آیین تک روى و تک مسئولیتى نیست و جامعهاى که در آن، اصول اجتماعى و پیوندهایى نظیر انفاق، احسان و امثال آن وارد شوند و اجرا گردند، بدون شک مىتواند تضمینگر آرامش و امنیت و همچنین تقویتکننده روحیه امید و امیدوارى در تمامى انسانها باشد.لازم به ذکر است کلیه عبادات و اعمال دینى در فروزانى و تقویت چراغ امید در دل، نقش دارند، اما نقش راهکارهاى زیر، به عنوان اساسىترین و فراگیرترین آموزهها، به مراتب اثربخشتر و جاودانهتر است:
۱ـ۲ـ۲. راهکارهاى فردى:
الف) ذکر خداوند: علت اصلى اضطرابها و آشفتگىهاى روانى و روحى انسان معاصر، غفلت از یاد خداست. به طور کلى روح انسان، ربّانى است۵۹ و تا با خدا پیوند نداشته باشد، آرام و قرار نمىگیرد. پیوند روح و دل انسان با خدا، به وسیله ذکر خدا پدید مىآید و برقرار مىماند؛ پیوندى ناگسستنى و استوار: «فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ.» (بقره: ۱۵۲)
در سایه این پیوند، آدمى شیرینى و گوارایى اتصال خود را با خداوند، حس مىکند و توانایى آن را مىیابد که از عادات نامأنوس و خلق وخوىهاى نادرست برهد و قوانین طبیعت و خواستههاى نفسانى را مقهور خود سازد: «إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَواْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُواْ فَإِذَا هُم مُبْصِرُونَ.» (اعراف: ۲۰۱) به همین دلیل، براى آرامش دل باید به ذکر و یاد خدا روى آورد: «أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ.» (رعد: ۲۸)
ب) ترس از خدا (ترس امیدآفرین): خداوند در آیات بسیارى تأکید مىورزد که آدمى باید تنها از او بترسد و این ترس همواره باید در او موجود باشد: «فَلاَ تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِن کُنتُم مُؤْمِنِینَ» (آلعمران: ۱۷۵)؛ چراکه این نوع ترس، در صورت نفوذ در ژرفاى درونِ انسان، او را از ارتکاب اعمال مهلک باز داشته و به کار نیک و پیشتازى در عرصه فضیلت وامىدارد و در حقیقت، ترسى است امیدآفرین که سبب تحکیم پایههاى امید در آدمى مىگردد. به همین دلیل، در بسیارى از آیات مربوط به امید، این نوع ترس در کنار واژه طمع استفاده شده است.
ج) توبه و انابه به سوى خداوند: توبه و انابه به سوى پروردگار، راهى است که خدا در برابر انسانها قرار داده است تا از یأس و ناامیدى بپرهیزند و بدانند آفریدگارشان پذیرنده افراد عاصى است: «وَهُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَهَ عَنْ عِبَادِهِ وَیَعْفُو عَنِ السَّیِّئَاتِ.» (شورى: ۲۵) از اینرو، انسان گنهکار که با انجام گناه دچار عصیان گردیده و امیدش را در زندگى از دست داده، با انابه مىتواند آرامش خود را باز یابد و امید خویش را تحکیم نماید: «یَهْدِی إِلَیْهِ مَنْ أَنَابَ الَّذِینَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللّهِ.» (رعد: ۲۷ـ۲۸)
د) تهجّد و شبزندهدارى: خداوند در سوره «زمر»، شب زندهداران و متهجّدان را «امیدوار» خوانده و نماز شب و شبزندهدارى را از عوامل امیدبخش معرفى کرده است: «أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاء اللَّیْلِ سَاجِدا وَقَائِما یَحْذَرُ الْآخِرَهَ وَیَرْجُو رَحْمَهَ رَبِّهِ» (زمر: ۹)؛ چراکه در دل شب و به هنگام فرو نشستن غوغاى زندگى مادى و آرامش روح و جسم انسان پس از قدرى استراحت، حالت توجه و نشاط خاصى به انسان دست مىدهد که در عین بىنظیر بودن، فوقالعاده روحپرور، تکاملآفرین و امیدبخش است. در چنین زمانى، امیدواران حقیقى با تمام وجود، رو به درگاه معبود مىآورند و سر بر آستان معشوق مىسایند و با بیم و امید او را مىخوانند.
ه.) هجرت و جهاد در راه خدا: طبق آیه «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَالَّذِینَ هَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أُوْلَـئِکَ یَرْجُونَ رَحْمَتَ اللّهِ» (بقره: ۲۱۸)، امید به لطف و رحمت پروردگار، مشروط به ایمان، هجرت و جهاد است و مکلفى که بر پایه معرفت دینى، از ایمان به خدا و روز قیامت برخوردار شده و براى حفظ دین و تبلیغ آن و مصونیت دادن به سلامت معنوى خود و خانوادهاش، از دیار کفر به سرزمین ایمان، هجرت نموده است و با مال و جان به جهاد در راه خدا برخاسته، شایسته رحمت خدا، مغفرت و آمرزش اوست. از اینرو، هجرت و جهاد در راه خداوند، سرچشمههاى امیدى پایدار و پویا هستند و در پرتو افزایش روح امید و امیدوارى در آدمى، زمینهساز طلوع رحمت و مغفرت از افق زندگى انسان مىباشند.
۲ـ۲ـ۲. راهکارهاى اجتماعى:
الف) انفاق: یکى از مهمترین آثار انفاق، از بین بردن تنشهاى اجتماعى و افسردگىهاى ناشى از فقر است؛ چراکه انفاق خالصانه سبب تطهیر و تزکیه نفس است: «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَکِّیهِم بِهَا»(توبه: ۱۰۳) و نه تنها نفس انسان را از پلیدى بخل و خودخواهى نسبت به فقرا پاک مىگرداند، بلکه سبب رشد آن و اعتلا بخشیدن خیرات و برکات اخلاقى و فضایل انسانى در درون آدمى مىشود تا جایى این صفات در درون جان تثبیت مىگردد: «الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَتَثْبِیتا مِنْ أَنفُسِهِمْ» (بقره: ۲۶۵) و آرامش حقیقى و ثبات روحى بر آدمى حاکم مىشود. اما افرادى که انفاقشان، همراه با اذیت و یا از روى ریا و خودنمایى است، دایم در حال بىثباتى، ناآرامى، نگرانى، اضطراب و تضاد روحى به سر مىبرند.
ب) امر به معروف و نهى از منکر: امر به معروف و نهى از منکر، نشانه علاقه به سلامتى جامعه و وجود روح نشاط و امیدوارى میان مردم جامعه است. به واسطه امر به معروف و نهى از منکر، اجتماع از صورت یک جامعه مُرده و فاقد تحرک بیرون آمده، به یک جامعه زنده و پویا تبدیل مىگردد. همچنین ترک امر به معروف، زمینهساز کفر است۶۲ و کفر نیز یکى از علل ناامیدى و یأس مىباشد: «وَالَّذِینَ کَفَرُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَلِقَائِهِ أُوْلَئِکَ یَئِسُوا مِن رَّحْمَتِی.» (عنکبوت: ۲۳) بنابراین، براى افزایش و تقویت روحیه امید در خود و سایر افراد، باید به این فریضه مهم پرداخت تا یأس و ناامیدى را ریشهکن نمود.
ج) احسان: از نظر قرآن، شخص محسن و نیکوکار، انسانى است امیدوار به لطف و عنایت خداوند و معتقد به وعدههاى او. از اینرو، هر کس امیدوار به رحمت الهى مىباشد، باید نیکوکار گردد.
د) عفو و گذشت: عفو و صفح، از مصادیق احسان است: «فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ»(مائده: ۱۳) و رحمت خداوند که مؤمنان همواره در امید و انتظار آن به سر مىبرند و آرزوى رسیدن به آن را در دل مىپرورانند، به محسنین و نیکوکاران نزدیک است: «إِنَّ رَحْمَتَ اللّهِ قَرِیبٌ مِنَ الْمُحْسِنِینَ.» (اعراف: ۵۶) بنابراین، مؤمنان و امیدواران به رحمت الهى از طریق عفو و بخشش دیگران، مىتوانند به امید و آرزوى خود، که همان دریافت رحمت الهى و پاداشهاى او مىباشد، دست یابند و به آرامش حقیقى نایل شوند.
ه.) وفاى به عهد: قرآن کریم، یکى دیگر از ویژگىها و خصوصیات افراد باایمان را، که در پرتو امید به لقاى الهى، بهشت را به ارث مىبرند، وفاى به عهد مىداند.۶۵ بدیهى است انسانى که به وقوع روز جزا امید دارد و فرارسیدن آن را در دل آرزو مىکند، همواره به این مهم توجه دارد و آن را در سرلوحه زندگانى خویش قرار خواهد داد.
۳. بررسى تطبیقى راهکارهاى ایجاد و افزایش امید از دیدگاه روانشناسى و قرآن
۱ـ۳. تعریف امید
بر اساس آنچه در محور اول مقاله آمد، امید در روانشناسى عبارت است از: ظرفیت ادراکشده براى تولید مسیرهایى به سمت اهداف مطلوب و انگیزه ادراکشده براى حرکت در این مسیرها. امید در لغت عرب و فرهنگ قرآن، به معناى انتظار امرى محبوب و پسندیده است که اکثر اسباب و موجبات آن امر محبوب نیز محقق باشد. این واژه در زبان عربى مترادف با «رجاء» است.
۲ـ۳. نظریه امید
نظریه امید در روانشناسى، یک نظریه شناختى ـ رفتارى است؛ چراکه مراجع از طریق آگاهى و شناخت خویشتن، به اصلاح رفتارهاى خود براى رسیدن به اهداف مىپردازد. مؤلفههاى امید در این نظریه عبارتند از: الف) تفکر هدف؛ ب) تفکر گذرگاه: توانایى طراحى گذرگاههایى به سوى هدفهاى مطلوب به رغم موانع موجود؛ ج) تفکر عامل: توانایى ایجاد انگیزه براى شروع و تداوم حرکت در این گذرگاهها.
در قرآن نیز، امید مطلوب و پسندیده، به عنوان یک نظریه جامع که داراى ابعاد شناختى ـ رفتارى است، مطرح گردیده؛ زیرا خداوند با بیان راهکارهاى اعتقادى، به اصلاح دیدگاه و اعتقاد فرد مىپردازد و از طریق راهکارهاى رفتارى، درصدد اصلاح رفتارهاى انسان برمىآید. از منظر قرآن نیز، مؤلفههاى امید عبارتند از: الف) تفکر هدف: خلیفهاللهى و مظهر تجلّى اسماء الهى بودن. سایر اهداف (دنیوى)، باید در ارتباط با این هدف اساسى باشند. ب) تفکر عامل: انگیزه یا انرژى روانى لازم براى تعقیب هدف، ایمان و افزایش روح معنوى است.
قرآن درباره افرادى که به خداوند ایمان کامل داشتند و از دشمنان نهراسیدند، مىفرماید: «إِنَّهُمْ فِتْیَهٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدىً» (کهف: ۱۳) که افزودن «هدایت» به سبب داشتن روحیه معنوى ایشان است. ج) تفکر گذرگاه: مجموع تلاشهاى آدمى براى نیل به اهداف دنیوى و اخروى خویش؛ البته با فرض رعایت تقوا و اخلاص در انجام امور و به طور کلى، انجام کلیه کارهایى که موجب خشنودى خدا و پیامبرش مىشود. همچنین پرهیز از ارتکاب معاصى و گناهان و هر آنچه که موجب خشم خدا و رسول او مىگردد.
۳ـ۳. راهکارهاى ایجاد و افزایش امید
همانگونه که بیان گردید، امیددرمانى در روانشناسى از دو مرحله اصلى تشکیل گردیده است: القاى امید و افزایش امید. قرآن نیز، در قالب راهکارهاى اعتقادى و رفتارى، به القاى امید و افزایش آن در انسان مىپردازد. در حقیقت، خداوند از طریق بیان راهکارهاى اعتقادى به القاى امید، و از طریق بیان راهکارهاى رفتارى، به افزایش امید در نهاد آدمى پرداخته است.
۱ـ۳ـ۳. راهکارهاى ایجاد امید:
الف) گام اول. یافتن امید: در این گام، درمانگر به منظور کمک به مراجع براى درک امیدى که تاکنون دارا بوده و در گذشته آن را تجربه کرده است، از او مىخواهد داستان زندگىاش را تعریف نماید تا بدین ترتیب، دیدگاه مثبتترى نسبت به آینده خویش پیدا کند.۷۴قرآن، به یادآورى نعمتهاى الهى در زندگى فردى و مسیرى که آدمى تاکنون پیموده دستور داده است: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ.» (فاطر: ۳) علاوه بر آن، خود خداوند نیز به منظور پیدایش روح امید در مسلمانان، به بیان داستانهاى امیدبخش در زندگى آنان پرداخته است.
براى نمونه، در ماجراى جنگ احد که مسلمانان هنگام مشاهده سپاهیان دشمن، به دلیل تأثیر پذیرفتن از وسوسههاى شیطان و نیز هواى نفس خویش، دچار ناامیدى و افسردگى گشتند، خداوند با تعریف نمودن داستان جنگ بدر و یادآورى نقش و تأثیر خود در آن میدان، به امیدسازى و القاى روح امید در آنان پرداخت و به آنان گوشزد نمود تا زمانى که تمامى امید آدمى، معطوف به خالقش باشد، هیچگاه ناامیدى و شکست در او نفوذ نمىنماید: «وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن کُنتُم مُؤْمِنِینَ.» (آلعمران: ۱۳۹) از اینرو، بهترین راه براى یافتن امید، یادآورى نعمتها و امدادهاى الهى در گذشته است.
ب) گام دوم. تحکیم امید: در این مرحله، درمانگر به الگوسازى تفکر و رفتار امیدوارانه مىپردازد و بدین ترتیب، تفکر عامل وگذرگاهرادرمراجعافزایش مىدهد. قرآن کریم نیز براى تحکیم امید انسان، او را به سوى اعتقاد به نبوت و معاد سوق مىدهد و بدین ترتیب، به افزایش عامل و گذرگاه در او کمک مىکند. به دیگر بیان، علاوه بر سفارش آدمى به الگوگیرى از انبیا و اولیاى الهى به عنوان مصداق انسانهاى کامل و امیدواران حقیقى، سعى مىنماید در پرتو اعتقاد به معاد و ایجاد نگرش مثبت نسبت به مرگ، خانه امید آدمى را استحکام بخشد.
در بیان وجه اشتراک و اختلاف قرآن و روانشناسى پیرامون تحکیم امید، مىتوان گفت که در هر دو، توجه به الگو سبب تحکیم امید در فرد مىشود، البته با این تفاوت که الگو در بینش قرآن، پیامبران و اولیاى الهىاند (انسانهاى کامل و امیدواران حقیقى) که نسبت به الگوهاى موجود در روانشناسى، از جایگاهى بسیار عظیم و والا برخوردارند. وجه اختلاف نیز آن است که قرآن حیات اخروى را هدف و مقصود حیات دنیوى مىداند و دنیا را پلى به سوى آخرت مىشمارد.
به همین دلیل، از طریق تقویت اندیشه اعتقاد به معاد و بیان ویژگىهاى حیات اخروى، به تحکیم امید در افراد مىپردازد. همچنین میزان اعتبار اندیشه اعتقاد به معاد در قرآن، بدان حدّ است که کفر یا انکار آن، بستر مناسبى براى پیدایش ویروس یأس و ناامیدى شمرده شده است. به دیگر سخن، قرآن کریم مهمترین عامل ناامیدى و یأس را فراموشى آخرت و یا انکار آن مىداند.
به همین دلیل، در بینش قرآن، اعتقاد به معاد، اهمیت بسیار زیادى براى تحکیم روح امید در آدمى دارد و این در حالى است که نظریه امید در روانشناسى، نسبت به این بحث ساکت است؛ چراکه اولاً، نوع هدف دنیوى یا اخروى را تعیین ننموده و ثانیا، اهداف دنیوى نیز، براساس نگرش و جهانبینى افراد مادىگرا یا معناگرا تعریف مىگردند. بنابراین، راهکارهاى قرآن، بسیار بیشتر از راهکارهاى روانشناسى به تحکیم امید در آدمى کمک مىنمایند.
۲ـ۳ـ۳. راهکارهاى افزایش امید:
گام اول. غنىسازى امید: در این مرحله، درمانگر روانشناسى از طریق ارائه راهکارهایى که به ایجاد هدف، توسعه گذرگاه و افزایش عامل در فرد منجر مىشود، به غنىسازى امید مراجع خویش مىپردازد. قرآن کریم نیز براى غنىسازى امید در انسان، به ارائه راهکارهایى رفتارى در حوزه فرد و اجتماع پرداخته است. اما راهکارهاى روانشناسى در مقایسه با راهکارهاى قرآن، از چند جهت قابل بررسى هستند:
۱. راهکارهایى که نظریه امید براى افزایش و غنىسازى امید ارائه نموده، به گونهاى است که مراجع، خود باید به تنهایى یا دستکم با کمک درمانگر به ایجاد آنها (ایجاد هدف و عامل و توسعه گذرگاه) بپردازد. در حالى که راهکارهاى قرآنى، بر خلاف نظریه امید، همگى از سوى خداوند از قبل تعیین شدهاند؛ چراکه خداوند در قرآن، بارها از طریق بیان هدف خلقت، هدف زندگانى آدمى را نیز مشخص و بیان نموده: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ» (ذاریات: ۵۶) و گذرگاههاى رسیدن به آن را نیز تعیین کرده است: «فَمَن کَانَ یَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صَالِحا وَلَا یُشْرِکْ بِعِبَادَهِ رَبِّهِ أَحَدا.» (کهف: ۱۱۰)
همچنین انگیزه لازم براى به اجرا درآوردن این راهکارها را نیز مشخص کرده تا آدمى را در طول این مسیر حفظ نماید۷۸ و آدمى موظف است از طریق گذرگاههاى تعیینشده از سوى خداوند، یعنى عمل صالح توأم با اخلاص و با انگیزه بهرهمندى از رحمت الهى یا رسیدن به لقاى او و نیز در راستاى هدف خلقت خویش، به تعیین و تعریف سایر اهداف دنیوى خویش بپردازد.
به همین دلیل، مىتوان گفت که راهکارهاى قرآن براى غنىسازى امید در آدمى، بسیار کاملتر از راهکارهاى روانشناسى در این حوزه است و علاوه بر تقویت گذرگاه، عامل و هدف اصلى را نیز تعیین و بر آن تأکید مىکند. مهمترین راهکارهاى قرآن در این بخش در حوزه فردى عبارتند از: ذکر، نماز و تهجّد و… و در حوزه اجتماعى نیز عبارتند از: انفاق، احسان، عفو و… .
۲. راهکارهاى ارائه شده در نظریه امید در روانشناسى، عمدتا جنبه فردى دارند و نسبت به جنبه اجتماعى ساکتاند، در حالى که در قرآن، خداوند علاوه بر ارائه راهکارهاى فردى، به ارائه راهکارهاى رفتارى در حوزه اجتماع نیز پرداخته است تا آدمى علاوه بر غنى ساختن امید در درون خویش، به افزایش امید در جامعه نیز کمک نماید؛ چراکه اسلام، جامعه را یک خانواده بزرگ نامیده است که در آن، تمامى افراد در برابر یکدیگر داراى وظایفى مىباشند. بنابراین، راهکارهاى اسلام براى افزایش امید، بر راهکارهاى روانشناسى برترى دارد.
گام دوم. حفظ امید: در اینمرحله،مراجع ترغیب مىشود که از طریق شناخت افکار هدف و افکار مانع، ضمن حفظ امید، بتواند خود، عامل افزایش امید در خود باشد.
در قرآن نیز خداوند براى حفظ و ابقاى امید انسان، همواره از او خواسته است به شناسایى هدف اصلى زندگانى خویش بپردازد و از طریق شناسایى افکار مانع و مخرب، به مبارزه با آمال و آرزوهایى برخیزد که او را از هدف اصلى خویش دور مىسازند. قرآن کریم درباره این نوع افکار مانع و آرزوهاى بىحاصل که حاصل هواهاى نفس یا وسوسههاى شیاطین است، چنین هشدار داده است: «وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَیُضِلَّکَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ.» (ص: ۲۶)
نتیجهگیرى
با توجه به یافتههاى این پژوهش، مىتوان بدین نکته دست یافت که تلاشهاى روانشناسان، تلاشى است در خور توجه و شایسته ستایش، و به میزان قابل توجهى توانسته است دستاوردهاى گرانبهایى را در اختیار افراد قرار دهد و شباهت زیادى نیز با مفاهیم قرآنى موجود در این حوزه دارد. از اینرو، پیرامون موضوع فوق در حوزه روانشناسى و قرآن، یافتههاى بشرى بسیار شبیه به آموزههاى قرآنى است. درذیل،بهبرخىازمشترکاتایندوحوزهاشاره مىشود:
ـ امید به معناى انتظار براى دستیابى به هدف همراه با تلاش و عمل است.
ـ امیددرمانى از دو مرحله اصلى تشکیل شده است: القاى امید و افزایش امید.
ـ یادآورى داستانهاى امیدآفرین و تمرکز بر موفقیتهاى گذشته، باعث ایجاد امید در آدمى مىگردد.
ـ شناخت هدفومانع،سببحفظامید در آدمى مىشود.
ـ تفاوتهاىایندوحوزهنیزدرامورزیرمشاهده مىگردد:
ـ نظریه امید در قرآن، برخلاف روانشناسى براساس هدف خلقت بشر و در راستاى تکامل اوست و اساس و شالوده آن، ایمان به خداوند سبحان است.
ـ الگوهاى موجود در قرآن براى تحکیم امید (پیامبران و اولیاى الهى) نسبت به الگوهاى موجود در روانشناسى، از جایگاهى بسیار عظیم و والا برخوردارند.
ـ راهکارهاى ارائهشده در نظریه امید در روانشناسى براى افزایش امید، عمدتا جنبه فردى دارند، در حالى که قرآن کریم، علاوه بر ارائه راهکارهاى فردى، به ارائه راهکارهاى رفتارى در حوزه اجتماع نیز پرداخته است.
ـ راهکارهاى ارائهشده در نظریه امید، توسط مراجع و با کمک درمانگر تعیین مىشود، اما در قرآن، از قبل به طور کامل از سوى خداوند تعیین و تعریف گشتهاند.
جهت مشاهده قسمت اول مطلب اینجا کلیک کنید.
منبع: مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن
