بررسی تطبیقى راه‏کارهاى ایجاد و افزایش امید از دیدگاه روان‏ شناسى مثبت‏ نگر و قرآن کریم.

زمان مطالعه: 25 دقیقه

فهرست مطالب

… گام دوم. حفظ و ابقاى امید: این راه‏کار، مراجع را ترغیب مى‏کند که از طریق شناخت افکار هدف و افکار مانع، خود، عامل افزایش امید در خود باشد. عنصر کلیدى فرایند حفظ امید، توانایى شناخت افکار هدف و افکار مانع است.

۲. امید در قرآن

مسئله امید و امیدوارى به آینده، در قرآن به دفعات متعدد و به شیوه‏هاى مختلف، بیان گردیده است. به طور کلى، مفهوم امید در لایه مثبت و منفى، در قرآن کریم، از راه کلیدواژه‏هایى همچون رجاء (انتظار امرى محبوب و پسندیده که اکثر اسباب آن محقق باشد)، طمع (تمایل نفس از روى حرص و آرزوى شدید، به چیزى خارج از دسترس)، أمل (آرزویى که انتظارى طولانى در آن وجود دارد) و تمنى (میل به حصول امرى همراه با تقدیر و اندازه‏گیرى آن) قابل پیگیرى است.

از میان واژگان فوق، تنها در واژه «رجاء» است که فرد امیدوار در راه رسیدن به امیدش، کار و تلاش مى‏کند و موجبات رسیدن به امر محبوب را فراهم مى‏آورد. با بررسى آیات مشتمل بر واژگان امید، مى‏توان بدین نکته دست یافت که گرچه امید، ماهیتى مثبت و پسندیده دارد، اما از آن‏رو که عوامل پدیدآورنده آن و موانع به‏هم‏زننده آن، ممکن‏است ماهیتى حقیقى و یا کاذب داشته باشند، مى‏توان به تنویع و تقسیم آن به‏صورت‏زیر پرداخت:

الف) امید مطلوب، صادق و حقیقى:

این نوع امید، مربوط به امورى است که در جهت رضاى الهى و هماهنگ با واقعیت وجودى انسان است و به دو گونه در قرآن مطرح گردیده: امید به آخرت و برخوردارى از رحمت الهى که عموم مؤمنان چنین امیدى دارند، و امید به لقاى خدا که مؤمنان خاص و انسان‏هاى کامل، از آن برخوردارند. این نوع در قالب واژگانى همچون رجاء ممدوح و پسندیده، و طمع مثبت و پسندیده بیان شده است.

ب) امید نامطلوب، کاذب و مجازى:

این نوع، مربوط به امورى است که رضاى الهى در آن لحاظ نمى‏گردد و حاصل وسوسه‏هاى نفس یا القائات شیطان است: «وَلأُمَنِّیَنَّهُمْ.»(نساء: ۱۱۹) این نوع امید در قالب واژگان رجاء مذموم و ناپسند، طمع منفى و ناپسند، أمل، و تمنّى بیان‏گردیده است. بدون تردید، امید صادق و کاذب تأثیر بسیار زیادى در زندگى آدمى دارد و تنها امید صادق و حقیقى است که انسان را به یاد خداوند انداخته و همواره وجود او و حاضر و ناظر بودن او را به اندیشه آدمى مخاطره مى‏نماید.

به همین دلیل، در این قسمت، در پرتو معرفى محورهاى امیدبخش قرآن کریم، به شرح و تفصیل سیماى الگوى پسندیده امید در قرآن پرداخته شده است.به طور کلى، مفهوم امید در قرآن کریم، در دو محور اعتقادى و رفتارى قابل بررسى و پیگیرى است؛ چراکه قرآن افزون بر بیان راه‏کارهایى اعتقادى و فردى براى القاى امید و رسیدن به آرامش نسبى در دنیا، به ارائه راه‏کارهاى رفتارى و اجتماعى فراوانى براى تقویت و افزایش این نیاز اصیل بشرى نیز پرداخته است.

در بُعد اعتقادى، به تقویت پایه‏هاى معرفتى و اعتقادى افراد پرداخته شده که مهم‏ترین اصول اعتقادى اسلام، ایمان و عقیده به توحید، نبوت و معاد مى‏باشند؛ زیرا این سه اصل، پایه و اساس دریافت اسلام را تشکیل مى‏دهند و سایر آموزه‏هاى اسلام، معنابخشى خود را از این سه اصل دریافت مى‏نمایند و نیاز به این آموزه‏ها، براى ایجاد امید و روحیه امیدپرورى در آدمى، از آن‏روست که چون انسان سالم و کامل، داراى شخصیتى مى‏باشد که به طور طبیعى در زندگى فردى و اجتماعى خود را نشان مى‏دهد، به همین دلیل، اگر از نظر شخصیتى نسبت به آینده امیدوار نباشد، به طور طبیعى، رفتارى بیرون از عرف طبیعت انسانى از خود بروز مى‏دهد که در جهت دادن جامعه به سمت ناامیدى و افسردگى بى‏تأثیر نخواهد بود.

در بُعد رفتارى نیز، قرآن کریم براى افزایش امید آدمى در زندگانى دنیوى و نیز پرورش روح امید در جامعه، در قالب راه‏کارهاى رفتارى به تقویت روح امید در جامعه پرداخته است. مهم‏ترین راه‏کارهاى رفتارى قرآن در حوزه فردى عبارتند از: ذکر، تهجّد، نماز، و تلاوت قرآن، و در حوزه اجتماعى عبارتند از: انفاق، احسان، عفو و بخشش، امر به معروف و نهى از منکر و وفاى به عهد.

بنابراین، همان‏گونه که گفته شد، در فرهنگ قرآن، مسئله امید و امیدوارى از جهات مختلف و به زبان‏هاى گوناگون مورد تأکید و ترغیب واقع شده که در ادامه، تفصیل هریک بیان گشته است و اگر آدمى به مفهوم واقعى این محورها و زیرمجموعه‏هاى آن به صورت عمقى و نه سطحى پى ببرد، طبعا بخش عمده‏اى از چگونه زیستن را خواهد آموخت.

۲ـ۱. راه‏کارهاى اعتقادى (معرفتى) قرآن براى ایجاد و القاى امید

مقصود از راه‏کارهاى اعتقادى، روش‏هاى شناختى براى افزایش و تقویت امید در آدمى است که به دیدگاه و اعتقاد فرد نسبت به هستى، آغاز و فرجام جهان و نقش انبیا و اولیاى الهى مى‏پردازد و از سوى دیگر، تأثیر آن را در افزایش یا کاهش امید صادق و حقیقى در آدمى، مورد ارزیابى قرار مى‏دهد.

الف) اعتقاد به توحید و تأثیر آن در ایجاد امید:

اعتقاد به توحید و یگانه بودن خداوند، موجب مى‏شود به جاى آنکه انسان پیوسته به عوامل متعدد مؤثر در زندگى خویش بیندیشد و از آنها بیم به دل راه داده و یا به آنها امید ببندد، به مرجع و ملجأى واحد چشم بدوزد. کمترین تأثیر چنین نگرشى، انسجام و تعادل بین شناخت‏ها، عواطف و اعمال در بسیارى از بخش‏هاى زندگى است.

به دیگر بیان، توحید و یگانه‏پرستى است که عناصر نفس و روان آدمى را همبستگى بخشیده و روند قواى فکرى او را براى دریافت و شناخت به طرف یک منبع، متحد و هماهنگ مى‏سازد و از این رهگذر، یک اثر ترکیبى سازنده در شخصیت انسان بارور مى‏گرداند. بعکس، تعدّد آلهه و شرک و یا به عبارت دیگر تعدّد منابع ترس و نفع و ضرر، منجر به تشتّت و ازهم‏ پاشیدگى روان انسانى و تفرق و تقسیم قدرت آگاهى او به جهات متعدد مى‏شود. و سرانجام نیز، به از هم‏گسیختگى پیوندهاى شخصیت آدمى و ایجاد اختلالات روانى در او مى‏انجامد.

بنابراین، از مجراى توحید است که انسان مسئله پناه بردن به خداوند را درک مى‏نماید. چنین انسانى همواره به یاد خدا بوده و قلبش کاملاً آرام است: «الَّذِینَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللّهِ… .» (رعد: ۲۸)از این‏رو، در قرآن کریم، امید حقیقى در ارتباط با «اللّه» است؛ چراکه هیچ مفهوم عمده‏اى جداى از خدا، در قرآن وجود ندارد.

به دیگر بیان، امید در راستاى تکامل انسان است و تکامل انسان در قرآن، به سوى خلیفه‏اللّه: «وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلاَئِکَهِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَهً»(بقره: ۳۰) و مظهر تجلّى اسماى الهى است. از این‏رو، امید نیز در راستاى تجلّى صفات الهى نهادینه شده در وجود بشر مى‏باشد و آدمى بدین وسیله مى‏تواند از آشفتگى‏هاى روانى و نابسامانى‏هاى فکرى رهایى یابد.

ب) اعتقاد به نبوت و تأثیر آن در تحکیم امید:

بشر براى داشتن زندگى سالم در این دنیا، به فرستادگانى از جانب خالق یکتا نیازمند است و امید به حیات اخروى نیز از همین رهگذر میسر است. به طور کلى، انبیا و ادیان الهى مى‏توانند نویدبخش امید به آینده در سایه ایمان، پرهیزگارى، تزکیه روح و جسم و عمل صالح باشند و تنها ایشانند که مى‏توانند به مؤمنان نوید آینده‏اى روشن در پرتو ایمان به خداوند بدهند.

از سویى دیگر، همان‏گونه که پیش‏تر نیز بیان شد، امید در راستاى تجلّى اسماى الهى است که این تجلّى طبق آیات قرآن کریم، از مسیر نبوت و ولایت اولیاى الهى صورت مى‏گیرد. به دیگر بیان، از آن‏رو که انسان مظهر خلیفه‏اللّه است،۵۵ این آموزه در پرتو رهنمودهاى انبیا به آدمى القا مى‏گردد: «وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء» (بقره: ۳۱) و از این طریق، تربیت اسمایى بشر تحقق مى‏یابد.

از این‏رو، اعتقاد به نبوت انبیا و اولیاى الهى به آدمى این امید را بشارت مى‏دهد که مى‏تواند با پیروى از این الگوهاى بشرى و بخصوص از طریق اسوه حسنه، به طور کامل مظهر اسماء و تجلّى صفات پروردگارى قرار گیرد و به امید حقیقى خویش راه یابد: «لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ.» (احزاب: ۲۱) پس بر کسى که مدعى امید حقیقى است، واجب است از فرستادگان او پیروى کند تا این پیروى‏اش، به امید راستین منتهى شود:

«قُلْ إِن کُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللّهُ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ»(آل‏عمران: ۳۱) و تنها در این صورت است که امید به آینده، امیدى واقعى و سرشار از حقیقت جلوه مى‏کند و آدمى مى‏تواند از توابع آن، که همان دورى از انواع گناهان است و نتیجه‏اى جز پشیمانى، ناامیدى و نگرانى ندارد، مصون ماند:۵۶ «ثُمَّ جَعَلْنَاکَ عَلَى شَرِیعَهٍ مِنَ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْهَا وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاء الَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ إِنَّهُمْ لَن یُغْنُوا عَنکَ مِنَ اللَّهِ شَیئا وإِنَّ الظَّالِمِینَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ وَاللَّهُ وَلِیُّ الْمُتَّقِینَ» (جاثیه: ۱۸ـ۱۹)

بعد از انبیا نیز، آدمى به پیروى از امامان و ائمّه معصوم علیهم‏السلام که حضورى نبى‏گونه دارند، سفارش شده که این پیروى از امام على علیه‏السلامآغاز و به وجود مبارک خاتم‏الانبیا حجه‏بن الحسن ـ عجل‏اللّه تعالى فرجه ـ ادامه مى‏یابد. در عصر حاضر نیز، شناخت وجود مبارک امام زمان علیه‏السلام و آشنایى با سیره و رفتار او، بى‏تردید معبر و گذر از جاهلیت به سوى حیاتى معقول و باورى امیدبخش است و هیچ‏گاه نخواهد گذاشت بارقه امید در دل‏هاى شیعیان خاموش گردد.

ج) اعتقاد به معاد و تأثیر آن در تحکیم امید:

ایمان به معاد، ریشه یأس‏ها و ناامیدى‏ها را که آفت جان انسان‏هاست، مى‏سوزاند و انسان را امیدوار مى‏سازد که هیچ‏یک از اعمال نیک او از صفحه هستى پاک نمى‏شود و مصائب و ناکامى‏هایش در این دنیا، بى‏پاسخ نخواهند ماند. شخص معتقد به معاد عقیده دارد که زندگى به این جهان ماده خلاصه نمى‏گردد، بلکه انسان پس از مرگ، زندگى دیگرى در پیش دارد و در آنجا به بسیارى از خواسته‏ها و آرزوهاى مناسب خود نایل مى‏شود.

از نظر قرآن نیز، حیات باقیه و زندگانى جاوید و سعادت ابدى در آخرت است و در آنجا آسایش، آرامش و امنیت مطلق وجود دارد. از این‏رو، هیچ‏گونه کمبودى احساس نمى‏گردد و اگر هم انسان در این دنیا محرومیتى احساس مى‏کند، با یادآورى نعمت‏هاى عالم آخرت بر طرف مى‏گردد؛ چراکه شخص مؤمن، امیدوار است که در آن جهان از نعمت‏هاى الهى برخوردار شود.

۲ـ۲. راه‏کارهاى رفتارى قرآن براى افزایش و تقویت امید در آدمى

مقصود از راه‏کارهاى رفتارى، روش‏هاى عملى براى افزایش و تقویت امید در آدمى است؛ راه‏کارهایى که به رفتار و عملکرد آدمى براى افزایش امید صادق و حقیقى مى‏پردازد.این راه‏کارها در فرهنگ قرآن، در دو قالب فردى و اجتماعى مطرح گردیده‏اند تا آدمى علاوه بر غنى ساختن امید در درون خویش، به افزایش امید در جامعه نیز کمک نماید؛

چراکه یکى از ویژگى‏هاى دین اسلام این است که آیین تک ‏روى و تک‏ مسئولیتى نیست و جامعه‏اى که در آن، اصول اجتماعى و پیوندهایى نظیر انفاق، احسان و امثال آن وارد شوند و اجرا گردند، بدون شک مى‏تواند تضمین‏گر آرامش و امنیت و همچنین تقویت‏کننده روحیه امید و امیدوارى در تمامى انسان‏ها باشد.لازم به ذکر است کلیه عبادات و اعمال دینى در فروزانى و تقویت چراغ امید در دل، نقش دارند، اما نقش راه‏کارهاى زیر، به عنوان اساسى‏ترین و فراگیرترین آموزه‏ها، به مراتب اثربخش‏تر و جاودانه‏تر است:

۱ـ۲ـ۲. راه‏کارهاى فردى:

الف) ذکر خداوند: علت اصلى اضطراب‏ها و آشفتگى‏هاى روانى و روحى انسان معاصر، غفلت از یاد خداست. به طور کلى روح انسان، ربّانى است۵۹ و تا با خدا پیوند نداشته باشد، آرام و قرار نمى‏گیرد. پیوند روح و دل انسان با خدا، به وسیله ذکر خدا پدید مى‏آید و برقرار مى‏ماند؛ پیوندى ناگسستنى و استوار: «فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ.» (بقره: ۱۵۲)

در سایه این پیوند، آدمى شیرینى و گوارایى اتصال خود را با خداوند، حس مى‏کند و توانایى آن را مى‏یابد که از عادات نامأنوس و خلق وخوى‏هاى نادرست برهد و قوانین طبیعت و خواسته‏هاى نفسانى را مقهور خود سازد: «إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَواْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُواْ فَإِذَا هُم مُبْصِرُونَ.» (اعراف: ۲۰۱) به همین دلیل، براى آرامش دل باید به ذکر و یاد خدا روى آورد: «أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ.» (رعد: ۲۸)

ب) ترس از خدا (ترس امیدآفرین): خداوند در آیات بسیارى تأکید مى‏ورزد که آدمى باید تنها از او بترسد و این ترس همواره باید در او موجود باشد: «فَلاَ تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِن کُنتُم مُؤْمِنِینَ» (آل‏عمران: ۱۷۵)؛ چراکه این نوع ترس، در صورت نفوذ در ژرفاى درونِ انسان، او را از ارتکاب اعمال مهلک باز داشته و به کار نیک و پیشتازى در عرصه فضیلت وامى‏دارد و در حقیقت، ترسى است امیدآفرین که سبب تحکیم پایه‏هاى امید در آدمى مى‏گردد. به همین دلیل، در بسیارى از آیات مربوط به امید، این نوع ترس در کنار واژه طمع استفاده شده است.

ج) توبه و انابه به سوى خداوند: توبه و انابه به سوى پروردگار، راهى است که خدا در برابر انسان‏ها قرار داده است تا از یأس و ناامیدى بپرهیزند و بدانند آفریدگارشان پذیرنده افراد عاصى است: «وَهُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَهَ عَنْ عِبَادِهِ وَیَعْفُو عَنِ السَّیِّئَاتِ.» (شورى: ۲۵) از این‏رو، انسان گنهکار که با انجام گناه دچار عصیان گردیده و امیدش را در زندگى از دست داده، با انابه مى‏تواند آرامش خود را باز یابد و امید خویش را تحکیم نماید: «یَهْدِی إِلَیْهِ مَنْ أَنَابَ الَّذِینَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللّهِ.» (رعد: ۲۷ـ۲۸)

د) تهجّد و شب‏زنده‏دارى: خداوند در سوره «زمر»، شب‏ زنده‏داران و متهجّدان را «امیدوار» خوانده و نماز شب و شب‏زنده‏دارى را از عوامل امیدبخش معرفى کرده است: «أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاء اللَّیْلِ سَاجِدا وَقَائِما یَحْذَرُ الْآخِرَهَ وَیَرْجُو رَحْمَهَ رَبِّهِ» (زمر: ۹)؛ چراکه در دل شب و به هنگام فرو نشستن غوغاى زندگى مادى و آرامش روح و جسم انسان پس از قدرى استراحت، حالت توجه و نشاط خاصى به انسان دست مى‏دهد که در عین بى‏نظیر بودن، فوق‏العاده روح‏پرور، تکامل‏آفرین و امیدبخش است. در چنین زمانى، امیدواران حقیقى با تمام وجود، رو به درگاه معبود مى‏آورند و سر بر آستان معشوق مى‏سایند و با بیم و امید او را مى‏خوانند.

ه.) هجرت و جهاد در راه خدا: طبق آیه «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُواْ وَالَّذِینَ هَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أُوْلَـئِکَ یَرْجُونَ رَحْمَتَ اللّهِ» (بقره: ۲۱۸)، امید به لطف و رحمت پروردگار، مشروط به ایمان، هجرت و جهاد است و مکلفى که بر پایه معرفت دینى، از ایمان به خدا و روز قیامت برخوردار شده و براى حفظ دین و تبلیغ آن و مصونیت دادن به سلامت معنوى خود و خانواده‏اش، از دیار کفر به سرزمین ایمان، هجرت نموده است و با مال و جان به جهاد در راه خدا برخاسته، شایسته رحمت خدا، مغفرت و آمرزش اوست. از این‏رو، هجرت و جهاد در راه خداوند، سرچشمه‏هاى امیدى پایدار و پویا هستند و در پرتو افزایش روح امید و امیدوارى در آدمى، زمینه‏ساز طلوع رحمت و مغفرت از افق زندگى انسان مى‏باشند.

۲ـ۲ـ۲. راه‏کارهاى اجتماعى:

الف) انفاق: یکى از مهم‏ترین آثار انفاق، از بین بردن تنش‏هاى اجتماعى و افسردگى‏هاى ناشى از فقر است؛ چراکه انفاق خالصانه سبب تطهیر و تزکیه نفس است: «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَکِّیهِم بِهَا»(توبه: ۱۰۳) و نه تنها نفس انسان را از پلیدى بخل و خودخواهى نسبت به فقرا پاک مى‏گرداند، بلکه سبب رشد آن و اعتلا بخشیدن خیرات و برکات اخلاقى و فضایل انسانى در درون آدمى مى‏شود تا جایى این صفات در درون جان تثبیت مى‏گردد: «الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَتَثْبِیتا مِنْ أَنفُسِهِمْ» (بقره: ۲۶۵) و آرامش حقیقى و ثبات روحى بر آدمى حاکم مى‏شود. اما افرادى که انفاقشان، همراه با اذیت و یا از روى ریا و خودنمایى است، دایم در حال بى‏ثباتى، ناآرامى، نگرانى، اضطراب و تضاد روحى به سر مى‏برند.

ب) امر به معروف و نهى از منکر: امر به معروف و نهى از منکر، نشانه علاقه به سلامتى جامعه و وجود روح نشاط و امیدوارى میان مردم جامعه است. به واسطه امر به معروف و نهى از منکر، اجتماع از صورت یک جامعه مُرده و فاقد تحرک بیرون آمده، به یک جامعه زنده و پویا تبدیل مى‏گردد. همچنین ترک امر به معروف، زمینه‏ساز کفر است۶۲ و کفر نیز یکى از علل ناامیدى و یأس مى‏باشد: «وَالَّذِینَ کَفَرُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَلِقَائِهِ أُوْلَئِکَ یَئِسُوا مِن رَّحْمَتِی.» (عنکبوت: ۲۳) بنابراین، براى افزایش و تقویت روحیه امید در خود و سایر افراد، باید به این فریضه مهم پرداخت تا یأس و ناامیدى را ریشه‏کن نمود.

ج) احسان: از نظر قرآن، شخص محسن و نیکوکار، انسانى است امیدوار به لطف و عنایت خداوند و معتقد به وعده‏هاى او. از این‏رو، هر کس امیدوار به رحمت الهى مى‏باشد، باید نیکوکار گردد.

د) عفو و گذشت: عفو و صفح، از مصادیق احسان است: «فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ»(مائده: ۱۳) و رحمت خداوند که مؤمنان همواره در امید و انتظار آن به سر مى‏برند و آرزوى رسیدن به آن را در دل مى‏پرورانند، به محسنین و نیکوکاران نزدیک است: «إِنَّ رَحْمَتَ اللّهِ قَرِیبٌ مِنَ الْمُحْسِنِینَ.» (اعراف: ۵۶) بنابراین، مؤمنان و امیدواران به رحمت الهى از طریق عفو و بخشش دیگران، مى‏توانند به امید و آرزوى خود، که همان دریافت رحمت الهى و پاداش‏هاى او مى‏باشد، دست یابند و به آرامش حقیقى نایل شوند.

ه.) وفاى به عهد: قرآن کریم، یکى دیگر از ویژگى‏ها و خصوصیات افراد باایمان را، که در پرتو امید به لقاى الهى، بهشت را به ارث مى‏برند، وفاى به عهد مى‏داند.۶۵ بدیهى است انسانى که به وقوع روز جزا امید دارد و فرارسیدن آن را در دل آرزو مى‏کند، همواره به این مهم توجه دارد و آن را در سرلوحه زندگانى خویش قرار خواهد داد.

۳. بررسى تطبیقى راه‏کارهاى ایجاد و افزایش امید از دیدگاه روان‏شناسى و قرآن

۱ـ۳. تعریف امید

بر اساس آنچه در محور اول مقاله آمد، امید در روان‏شناسى عبارت است از: ظرفیت ادراک‏شده براى تولید مسیرهایى به سمت اهداف مطلوب و انگیزه ادراک‏شده براى حرکت در این مسیرها. امید در لغت عرب و فرهنگ قرآن، به معناى انتظار امرى محبوب و پسندیده است که اکثر اسباب و موجبات آن امر محبوب نیز محقق باشد. این واژه در زبان عربى مترادف با «رجاء» است.

۲ـ۳. نظریه امید

نظریه امید در روان‏شناسى، یک نظریه شناختى ـ رفتارى است؛ چراکه مراجع از طریق آگاهى و شناخت خویشتن، به اصلاح رفتارهاى خود براى رسیدن به اهداف مى‏پردازد. مؤلفه‏هاى امید در این نظریه عبارتند از: الف) تفکر هدف؛ ب) تفکر گذرگاه: توانایى طراحى گذرگاه‏هایى به سوى هدف‏هاى مطلوب به رغم موانع موجود؛ ج) تفکر عامل: توانایى ایجاد انگیزه براى شروع و تداوم حرکت در این گذرگاه‏ها.

در قرآن نیز، امید مطلوب و پسندیده، به عنوان یک نظریه جامع که داراى ابعاد شناختى ـ رفتارى است، مطرح گردیده؛ زیرا خداوند با بیان راه‏کارهاى اعتقادى، به اصلاح دیدگاه و اعتقاد فرد مى‏پردازد و از طریق راه‏کارهاى رفتارى، درصدد اصلاح رفتارهاى انسان برمى‏آید. از منظر قرآن نیز، مؤلفه‏هاى امید عبارتند از: الف) تفکر هدف: خلیفه‏اللهى و مظهر تجلّى اسماء الهى بودن. سایر اهداف (دنیوى)، باید در ارتباط با این هدف اساسى باشند. ب) تفکر عامل: انگیزه یا انرژى روانى لازم براى تعقیب هدف، ایمان و افزایش روح معنوى است.

قرآن درباره افرادى که به خداوند ایمان کامل داشتند و از دشمنان نهراسیدند، مى‏فرماید: «إِنَّهُمْ فِتْیَهٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدىً» (کهف: ۱۳) که افزودن «هدایت» به سبب داشتن روحیه معنوى ایشان است. ج) تفکر گذرگاه: مجموع تلاش‏هاى آدمى براى نیل به اهداف دنیوى و اخروى خویش؛ البته با فرض رعایت تقوا و اخلاص در انجام امور و به طور کلى، انجام کلیه کارهایى که موجب خشنودى خدا و پیامبرش مى‏شود. همچنین پرهیز از ارتکاب معاصى و گناهان و هر آنچه که موجب خشم خدا و رسول او مى‏گردد.

۳ـ۳. راه‏کارهاى ایجاد و افزایش امید

همان‏گونه که بیان گردید، امیددرمانى در روان‏شناسى از دو مرحله اصلى تشکیل گردیده است: القاى امید و افزایش امید. قرآن نیز، در قالب راه‏کارهاى اعتقادى و رفتارى، به القاى امید و افزایش آن در انسان مى‏پردازد. در حقیقت، خداوند از طریق بیان راه‏کارهاى اعتقادى به القاى امید، و از طریق بیان راه‏کارهاى رفتارى، به افزایش امید در نهاد آدمى پرداخته است.

۱ـ۳ـ۳. راه‏کارهاى ایجاد امید:

الف) گام اول. یافتن امید: در این گام، درمانگر به منظور کمک به مراجع براى درک امیدى که تاکنون دارا بوده و در گذشته آن را تجربه کرده است، از او مى‏خواهد داستان زندگى‏اش را تعریف نماید تا بدین ترتیب، دیدگاه مثبت‏ترى نسبت به آینده خویش پیدا کند.۷۴قرآن، به یادآورى نعمت‏هاى الهى در زندگى فردى و مسیرى که آدمى تاکنون پیموده دستور داده است: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ.» (فاطر: ۳) علاوه بر آن، خود خداوند نیز به منظور پیدایش روح امید در مسلمانان، به بیان داستان‏هاى امیدبخش در زندگى آنان پرداخته است.

براى نمونه، در ماجراى جنگ احد که مسلمانان هنگام مشاهده سپاهیان دشمن، به دلیل تأثیر پذیرفتن از وسوسه‏هاى شیطان و نیز هواى نفس خویش، دچار ناامیدى و افسردگى گشتند، خداوند با تعریف نمودن داستان جنگ بدر و یادآورى نقش و تأثیر خود در آن میدان، به امیدسازى و القاى روح امید در آنان پرداخت و به آنان گوشزد نمود تا زمانى که تمامى امید آدمى، معطوف به خالقش باشد، هیچ‏گاه ناامیدى و شکست در او نفوذ نمى‏نماید: «وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن کُنتُم مُؤْمِنِینَ.» (آل‏عمران: ۱۳۹) از این‏رو، بهترین راه براى یافتن امید، یادآورى نعمت‏ها و امدادهاى الهى در گذشته است.

ب) گام دوم. تحکیم امید: در این مرحله، درمانگر به الگوسازى تفکر و رفتار امیدوارانه مى‏پردازد و بدین ترتیب، تفکر عامل وگذرگاه‏رادرمراجع‏افزایش مى‏دهد. قرآن کریم نیز براى تحکیم امید انسان، او را به سوى اعتقاد به نبوت و معاد سوق مى‏دهد و بدین ترتیب، به افزایش عامل و گذرگاه در او کمک مى‏کند. به دیگر بیان، علاوه بر سفارش آدمى به الگوگیرى از انبیا و اولیاى الهى به عنوان مصداق انسان‏هاى کامل و امیدواران حقیقى، سعى مى‏نماید در پرتو اعتقاد به معاد و ایجاد نگرش مثبت نسبت به مرگ، خانه امید آدمى را استحکام بخشد.

در بیان وجه اشتراک و اختلاف قرآن و روان‏شناسى پیرامون تحکیم امید، مى‏توان گفت که در هر دو، توجه به الگو سبب تحکیم امید در فرد مى‏شود، البته با این تفاوت که الگو در بینش قرآن، پیامبران و اولیاى الهى‏اند (انسان‏هاى کامل و امیدواران حقیقى) که نسبت به الگوهاى موجود در روان‏شناسى، از جایگاهى بسیار عظیم و والا برخوردارند. وجه اختلاف نیز آن است که قرآن حیات اخروى را هدف و مقصود حیات دنیوى مى‏داند و دنیا را پلى به سوى آخرت مى‏شمارد.

به همین دلیل، از طریق تقویت اندیشه اعتقاد به معاد و بیان ویژگى‏هاى حیات اخروى، به تحکیم امید در افراد مى‏پردازد. همچنین میزان اعتبار اندیشه اعتقاد به معاد در قرآن، بدان حدّ است که کفر یا انکار آن، بستر مناسبى براى پیدایش ویروس یأس و ناامیدى شمرده شده است. به دیگر سخن، قرآن کریم مهم‏ترین عامل ناامیدى و یأس را فراموشى آخرت و یا انکار آن مى‏داند.

به همین دلیل، در بینش قرآن، اعتقاد به معاد، اهمیت بسیار زیادى براى تحکیم روح امید در آدمى دارد و این در حالى است که نظریه امید در روان‏شناسى، نسبت به این بحث ساکت است؛ چراکه اولاً، نوع هدف دنیوى یا اخروى را تعیین ننموده و ثانیا، اهداف دنیوى نیز، براساس نگرش و جهان‏بینى افراد مادى‏گرا یا معناگرا تعریف مى‏گردند. بنابراین، راه‏کارهاى قرآن، بسیار بیشتر از راه‏کارهاى روان‏شناسى به تحکیم امید در آدمى کمک مى‏نمایند.

۲ـ۳ـ۳. راه‏کارهاى افزایش امید:

گام اول. غنى‏سازى امید: در این مرحله، درمانگر روان‏شناسى از طریق ارائه راه‏کارهایى که به ایجاد هدف، توسعه گذرگاه و افزایش عامل در فرد منجر مى‏شود، به غنى‏سازى امید مراجع خویش مى‏پردازد. قرآن کریم نیز براى غنى‏سازى امید در انسان، به ارائه راه‏کارهایى رفتارى در حوزه فرد و اجتماع پرداخته است. اما راه‏کارهاى روان‏شناسى در مقایسه با راه‏کارهاى قرآن، از چند جهت قابل بررسى هستند:

۱. راه‏کارهایى که نظریه امید براى افزایش و غنى‏سازى امید ارائه نموده، به گونه‏اى است که مراجع، خود باید به تنهایى یا دست‏کم با کمک درمانگر به ایجاد آنها (ایجاد هدف و عامل و توسعه گذرگاه) بپردازد. در حالى که راه‏کارهاى قرآنى، بر خلاف نظریه امید، همگى از سوى خداوند از قبل تعیین شده‏اند؛ چراکه خداوند در قرآن، بارها از طریق بیان هدف خلقت، هدف زندگانى آدمى را نیز مشخص و بیان نموده: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ» (ذاریات: ۵۶) و گذرگاه‏هاى رسیدن به آن را نیز تعیین کرده است: «فَمَن کَانَ یَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صَالِحا وَلَا یُشْرِکْ بِعِبَادَهِ رَبِّهِ أَحَدا.» (کهف: ۱۱۰)

همچنین انگیزه لازم براى به اجرا درآوردن این راه‏کارها را نیز مشخص کرده تا آدمى را در طول این مسیر حفظ نماید۷۸ و آدمى موظف است از طریق گذرگاه‏هاى تعیین‏شده از سوى خداوند، یعنى عمل صالح توأم با اخلاص و با انگیزه بهره‏مندى از رحمت الهى یا رسیدن به لقاى او و نیز در راستاى هدف خلقت خویش، به تعیین و تعریف سایر اهداف دنیوى خویش بپردازد.

به همین دلیل، مى‏توان گفت که راه‏کارهاى قرآن براى غنى‏سازى امید در آدمى، بسیار کامل‏تر از راه‏کارهاى روان‏شناسى در این حوزه است و علاوه بر تقویت گذرگاه، عامل و هدف اصلى را نیز تعیین و بر آن تأکید مى‏کند. مهم‏ترین راه‏کارهاى قرآن در این بخش در حوزه فردى عبارتند از: ذکر، نماز و تهجّد و… و در حوزه اجتماعى نیز عبارتند از: انفاق، احسان، عفو و… .

۲. راه‏کارهاى ارائه ‏شده در نظریه امید در روان‏شناسى، عمدتا جنبه فردى دارند و نسبت به جنبه اجتماعى ساکت‏اند، در حالى که در قرآن، خداوند علاوه بر ارائه راه‏کارهاى فردى، به ارائه راه‏کارهاى رفتارى در حوزه اجتماع نیز پرداخته است تا آدمى علاوه بر غنى ساختن امید در درون خویش، به افزایش امید در جامعه نیز کمک نماید؛ چراکه اسلام، جامعه را یک خانواده بزرگ نامیده است که در آن، تمامى افراد در برابر یکدیگر داراى وظایفى مى‏باشند. بنابراین، راه‏کارهاى اسلام براى افزایش امید، بر راه‏کارهاى روان‏شناسى برترى دارد.

گام دوم. حفظ امید: در این‏مرحله،مراجع ترغیب مى‏شود که از طریق شناخت افکار هدف و افکار مانع، ضمن حفظ امید، بتواند خود، عامل افزایش امید در خود باشد.

در قرآن نیز خداوند براى حفظ و ابقاى امید انسان، همواره از او خواسته است به شناسایى هدف اصلى زندگانى خویش بپردازد و از طریق شناسایى افکار مانع و مخرب، به مبارزه با آمال و آرزوهایى برخیزد که او را از هدف اصلى خویش دور مى‏سازند. قرآن کریم درباره این نوع افکار مانع و آرزوهاى بى‏حاصل که حاصل هواهاى نفس یا وسوسه‏هاى شیاطین است، چنین هشدار داده است: «وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَیُضِلَّکَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ.» (ص: ۲۶)

نتیجه‏گیرى

با توجه به یافته‏هاى این پژوهش، مى‏توان بدین نکته دست یافت که تلاش‏هاى روان‏شناسان، تلاشى است در خور توجه و شایسته ستایش، و به میزان قابل توجهى توانسته است دستاوردهاى گران‏بهایى را در اختیار افراد قرار دهد و شباهت زیادى نیز با مفاهیم قرآنى موجود در این حوزه دارد. از این‏رو، پیرامون موضوع فوق در حوزه روان‏شناسى و قرآن، یافته‏هاى بشرى بسیار شبیه به آموزه‏هاى قرآنى است. درذیل،به‏برخى‏ازمشترکات‏این‏دوحوزه‏اشاره مى‏شود:

ـ امید به معناى انتظار براى دست‏یابى به هدف همراه با تلاش و عمل است.

ـ امیددرمانى از دو مرحله اصلى تشکیل شده است: القاى امید و افزایش امید.

ـ یادآورى داستان‏هاى امیدآفرین و تمرکز بر موفقیت‏هاى گذشته، باعث ایجاد امید در آدمى مى‏گردد.

ـ شناخت هدف‏ومانع،سبب‏حفظ‏امید در آدمى مى‏شود.

ـ تفاوت‏هاى‏این‏دوحوزه‏نیزدرامورزیرمشاهده مى‏گردد:

ـ نظریه امید در قرآن، برخلاف روان‏شناسى براساس هدف خلقت بشر و در راستاى تکامل اوست و اساس و شالوده آن، ایمان به خداوند سبحان است.

ـ الگوهاى موجود در قرآن براى تحکیم امید (پیامبران و اولیاى الهى) نسبت به الگوهاى موجود در روان‏شناسى، از جایگاهى بسیار عظیم و والا برخوردارند.

ـ راه‏کارهاى ارائه‏شده در نظریه امید در روان‏شناسى براى افزایش امید، عمدتا جنبه فردى دارند، در حالى که قرآن کریم، علاوه بر ارائه راه‏کارهاى فردى، به ارائه راه‏کارهاى رفتارى در حوزه اجتماع نیز پرداخته است.

ـ راه‏کارهاى ارائه‏شده در نظریه امید، توسط مراجع و با کمک درمانگر تعیین مى‏شود، اما در قرآن، از قبل به طور کامل از سوى خداوند تعیین و تعریف گشته‏اند.

جهت مشاهده قسمت اول مطلب اینجا کلیک کنید.

منبع: مرکز تعلیمات اسلامی واشنگتن