فیلتر بر اساس دسته‌ها
انتخاب همه
اخبار
اخبار عمومی مؤسسه
اخبار قرآنی ایران
اخبار کشوری
افتخارات
بازدیدها
دیدارها
بین المللی
جشنواره ملی جبرئیل امین
حفظ مجازی قرآن کریم
حوزه علمیه قرآن محور
دانشسرای علوم قرآن و حدیث باقرالعلوم
شعب
طرح قرآنی ایلاف
طرح ملی آیات زندگی
طرح ملی رحله
محافل و مجالس
مراکز حفظ همراه با تحصیل
مراکز شبانه روزی حفظ یکساله
مراکز روزانه حفظ دوساله خواهران
مصاحبه‌
مناسبت‌ها
مهد و پیش دبستانی قرآن محور
گزارش تصویری
تصاویر
بیت الاحزان در سالی که گذشت
بازدیدها و دیدارها
تصاویر رویدادها
تصاویر شعب
جلسات و محافل
ثبت نام ها
مستندات
مستندات آموزشی مؤسسه
مستندات اداری مؤسسه
مستندات اقتصادی مؤسسه
مستندات بازرسی
مستندات مالی مؤسسه
مستندات متفرقه مؤسسه
چندرسانه ای
تولیدات رسانه‌ای مؤسسه
مستندها و برنامه‌های تلویزیونی
گزارش ویدیویی
مقالات
چهره‌های شاخص مؤسسه
مراکز شبانه روزی حفظ یکساله
تو مادرم؛ ظریف‏‌ترین آفریده خدایی زیباترین ارمغان دوست و تجلی واضح و روشن عشقی و احساس تو خلاصه و چکیده همه بزرگی‌هایی

 

 

مادر! خاطره لطیف دستانت، یادگار همیشه جاری در احساس من است و نقش تو در قالب خاطره‌‏ام همواره جاودان.
هنوز گوش ‏‌هایم بوی لالایی تو را می‏‌دهند و چشم‏‌هایم هنگام شب، سراغ قصه‏‌های تو را می‏‌گیرند.
مادر! از همان آغاز که بوسیدمت و از همان آغاز که چشمانت را شناختم، دانستم در باغ بهشت ایستاده‏‌ای که تمامت بوی بهشت می‏‌داد.
نگاهت که می‏‌کنم، مثل همه این سال‏‌ها و مثل همه بامدادان عمرم، آرامشی غریب، مرا به تمامی، در خویش می‏‌گنجاند.
نگاهم که می‏‌کنی، مثل همه این سال‏ها و مثل همه شب‏‌های عمرم، صدای لالایی آشنا، مرا به سرزمین خواب‏‌های خوش می‏‌فرستد؛ به سرزمین تمام قصّه‏‌هایی که تو برایم گفته‏‌ای، آن گاه که سرم را به زانو می‏‌گرفتی و می‏‌گفتی: «بخواب کودکم، که پادشاه پریان، در قصر طلایی‏‌اش، به انتظار توست» و باورِ من به تو، مرا هر شب به قصر طلایی پادشاهان می‏‌بُرد.
همه رۆیاهای من، پرداخته دست مقدّس تو بود، مادر! و همه آرزوهایم.
آرزوهایی که بنیان فردای مرا می‏‌گذاشتند؛ بنیان همیشه زندگی مرا.
آری مقدّس زیبا! همان گهواره قدیمی که دست تو می‏جنباندش، سال‏‌هاست که تمامِ حسرتِ مرا برانگیخته است.
روزگار، روزگارِ بی‏‌رحمی است و امنیّت آغوشِ تو را هرگز در جای دیگری نیافته‏‌ام.

عشقِ تو، چنان حریمِ آسایشِ آرامی را برای من ساخته بود، که جز در سایه سارِ محبت تو، در هیچ جای دنیا نمی‏توان یافت.
پس آیا کدام اسطوره عشق می‏‌تواند بگوید که از تو عاشق‏‌تر است و جز این نیست که اینک جزء عظیم رسالت قلم من، تقدیس توست مادر!
سپاس حقیر و ناتوان مرا بپذیر که جز این، کار بزرگ‏تری برای قدردانی نمی‌‏توانم.
تنها بدان که شکوهِ تو را دانسته‌‏ام، ای ملکه و بزرگ محبّت، ای عشق و ای عصاره هر چه ایثار!

بزرگ‌ترین فداکاران زمین، تنها قسمتی از وجود تو را آموخته‏‌اند، مادر!
تو مادرم؛ ظریف‏‌ترین آفریده خدایی زیباترین ارمغان دوست و تجلی واضح و روشن عشقی و احساس تو خلاصه و چکیده همه بزرگی‌هایی
مگر جز این است که بزرگ‌‏ترین‌‏ها، روزی حقیر و کوچک، در دامن تو و شکل گرفتند و از مکتب تو آموخته‌‏اند، آن‏چه را که بزرگ‌شان کرده است.
اینک، نام تو را چون مقدّس‌‏ترین کلمات، درشت و کشیده می‏‌نگارم و چون زیباترین اسامی، در مرکزِ تالارِ دوست داشتنی‌‏های زندگی‌‏ام حک می‌‏کنم.
بهشت، ارزانی تو باد، مادر! آری! آن‏چه که زیرِ پای تو گسترده شده است،
شاید تنها شایسته تو باشد و بس!
تو مادرم؛ ظریف‌‏ترین آفریده خدایی زیباترین ارمغان دوست و تجلی واضح و روشن عشقی و احساس تو خلاصه و چکیده همه بزرگی‌هایی.
صبر از تو شکیبایی می‌‏آموزد و کوه از تو استواری. مثل آذری، گرم و روشن و مثل رود، پاک و آبی از تبار فاطمه ‏ای.
منبع:www.ayeha

				
					beytolahzan.ir/?p=2373
				
			
0 نظر
بازخوردهای انلاین
مشاهده تمامی نظرات