مراد از شرك در آيه مورد بحث
مراد از شرك در آيه مورد بحث بعضى از مراتب شرك است، كه با بعضى از مراتب ايمان جمع مى شود، و در اصطلاح فن اخلاق آن را شرك خفى مى گويند.«1»
امام صادق (عليه السلام) درباره این آيه فرمودند: «هو الرجل يقول: لولا فلان لهلكت ولولا فلان لأصبت كذا و كذا ولولا فلان لضاع عيالى، ألاتري أنه قد جعل لله شريكاً فى ملكه يرزقه ويدفع عنه؟»؛ همين كه شخصي مي گويد: اگر فلاني نبود نابود مي شدم و… بدين گونه او براي خدا شريك قرار داده است. آنگاه راوي از امام (عليه السلام) پرسيد: اگر بگويد: «لولا أنْ منّ الله عَلَىّ بفلان لهلكت»؛ اگر خدا به وسيلهٴ فلاني به من احسان نميكرد نابود مي شدم، چگونه است؟ حضرت فرمودند: «لابأس بهذا» «2». از همين قبيل است تعبير شرك آلود رايج: «اوّل خدا، دوم شما»؛ زيرا خدا اوّلي است كه دومي براي او قابل فرض نيست: «هو الأول والاخر والظاهر والباطن» «3». پس بر اساس رهنمود پيشوايان معصوم (عليهم السّلام) در برابر احسان ديگران بايد گفت: خدا را شكر كه از اين راه به من احسان كرد؛ گرچه او ميتوانست همين احسان را از راه ديگر به من بكند. براساس توحيد، هر نعمتي را بايد از خدا دانست: «وما بكم من نعمة فمن الله» «4». و با اين ديدگاه ديگر نه به عنوان «اعتماد به نفس» ميتوان به خود بها داد و نه به بهانهٴ «تشكّر از مخلوق» به ديگران. معناي حديث معروف «من لم يشكر المنعم من المخلوقين، لم يشكر الله عزّ وجلّ» «5» نيز اين است كه نيكوكاران مظاهر احسان الهي هستند و اگر متنعم (یعنی کسی که به او نیکی شده)، مظهر احسانِ وليّ نعمت (یعنی انسان نیکوکار) را سپاس ندارد، وليّ نعمت خود (یعنی خدا) را سپاس نداشته است. پس سپاسگزاري از کسی که نیکی کرده «با توجه به اینکه او مخلوق و بنده خداوند است» کار خوبی است و بدون لحاظ حيثيت مخلوق بودن او، کار ناشایسته ای است.
مشرکون در این آیه غیر از مشرکین اعتقادی و بت پرستان است
«مشركون» در آيهٴ «وما يؤمن…» غير از «الذين أشركوا» است، چون «الذين اشركوا» در مقابل مؤمنين و عبارت است از وثنيين و ديگر بت پرستان «6».
در روایتی امام رضا عليه السلام فرمودند: شرك در اين آيه به معناى كفر و بت پرستى نيست، بلكه مراد توجّه به غير خداوند است. «7» و از امام صادق عليه السلام نيز نقل شده است كه فرمودند: شرك در انسان، از حركت مورچه سياه در شب تاريك بر سنگ سياه، مخفىتر است. «8»
امام باقر عليه السلام نيز فرمودند: مردم در عبادت موحد هستند، ولى در اطاعت از غير خدا گرفتار شرك مى شوند. «9» «10»
1- ترجمه الميزان، ج11، ص: 377
2- نورالثقلين، ج2، ص476
3- سوره حديد، آيه 3
4- سورهٴ نحل، آيهٴ 53
5- بحار، ج 68، ص 44
6- تفسیر تسنیم صفحه 398 با اندکی تغییر
7- تفسير نمونه.
8- سفينة البحار، ج 1، ص 697.
9- كافى، ج 2، ص 292
10- تفسير نور، ج6، ص: 173
